مسأله چهل و پنجم در نفى قديم غير واجب الوجود است
قال : و لا قديم سوى اللّه تعالى لما يأتى « 1 » .
در اين مسأله بتحقيق مخالفت كردهاند جماعت كثيرى . امّا فلاسفه پس ظاهر است كه ايشان به قدم عالم رفتهاند .
و امّا مسلمون ، پس اشاعره اثبات ذات خداى تعالى و صفاتش در ازل مثل قدرت و علم [ ب - 44 ] و حيات و وجود و بقا و غير اينها از صفات به نحوى كه خواهد آمد ، نمودهاند .
و ابو هاشم اثبات احوال خمسه نموده ، پس بدرستى كه تعليل كرده است قادريّت و عالميّت و حيّيت و موجوديّت را به حالت خامسه كه الهيّت باشد .
و حرنانيون اثبات پنج قديم نمودهاند ، دوتاى از آن حىّ فاعلند كه بارى باشد و نفس . و مراد نفس انسانيه و سماويهاند كه منشأ حياتند ؛ و واحدى منفعل غير حىّ است كه هيولى است ، و دو تا غير حىّ و غير فاعل و لا منفعلند كه دهر و خلأ است . امّا قدم خداى تعالى ظاهر است ، و قدم نفس و هيولى از براى استحالهء تركّبشان از مادّه است ، و كلّ حادث مركّبند ، امّا زمان از جهت استحاله تسلسل كه لازم است اگر قديم نباشد امّا خلأ پس رفعش غير معقول است . و ابن زكريا « 2 » رازى اين مذهب را اختيار نموده ، و تصنيف كتابى نموده
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 82
( 2 ) . م : ذكريا