است معنى آنچه گفتهاند كه ماهيّات نيستند مجعول . « 1 » به نحوى كه از شيخ ابو على منقول است كه اين مسأله از او سؤال شد ، و او زردآلو مىخورد ، گفت : « الجاعل لم يجعل المشمش مشمشا ، بل جعله موجودا » .
و مصنّف - رحمه اللّه - در نقد محصّل گفته است كه : هرگاه فرض شود كه سوادى هست ، واجب است سواديّت مذكور به سبب فرض وجوب لاحق ، و در اين صورت تأثير مؤثّر در ايجاد آن ماهيّت سواد ثانيا محال است جهت لزوم تحصيل حاصل ، امّا قبل از فرض حصول اين وجوب لاحق ممكن است كه مؤثّر ايجاد آن ماهيّت كند به وجوب سابق قبل از اين وجود لاحق .
و علّامه - رحمه اللّه - قريب به اين نحو اين متن را شرح نموده ، و مغايرت ظاهر است ميان وجود لاحق و سابق ، و گفته است بعد از اين شرح كه : قائلون به ثبوت معدومات كه تأثير فاعل را در جعل ماهيّت در حين موصوفيّت به وجود دانستهاند نه غير آن متعلّق ننمودهاند اين تأثير مؤثّر [ را ] با « 2 » به موصوفيّت ماهيت به وجود ، از جهت آن كه آن امر اضافى است ، و حاصل مىشود بعد از اتّصاف ماهيّت به وجود ، و مراد از تأثير مؤثّر ضمّ ماهيت است به وجود ، و لازم نمىآيد محالى كه مذكور نمودهاند در اين مقام .
و ملا على بعد از اين متن گفته : « و قد سبق هذا فى المتن بعبارة اخرى ، و هى قوله : و عند اعتبارهما بالنّظر اليهما ثبت ما بالغير و قد
هامش
( 1 ) . م : - اين است . . . مجعول .
( 2 ) . الف : - با