در اين شرح ، [ 3 ] : يا آن كه تأثير مؤثّر در اتّصاف ماهيّت آن « 1 » به وجود خواهد بود . و در اين صورت آنچه در اتّصاف قبل « 2 » گذشت عود مىكند . پس هر سه اين شقوق باطل است .
تقرير جواب آن است كه : مؤثّر ماهيّت را موجود مىسازد و محقّق مىكند ، و لاحق مىشود ، در اين صورت بر آن وجوب لاحقى كه مترتب است بر اين فرض ، پس ماهيت « 3 » محقّق مىشود به حسب اين فرض به وجود لاحق سابقى كه به آن اوّلا محقّق شده و ملحق به آن شده ، نه به تحقّق ديگر كه تحقّق بعد باشد جهت ماهيت « 4 » ، و نه آن كه اصل « 5 » وجود آن را محقّق مىكند ، به جهت آن كه ممتنع است تحقّق وجود چيزى ، يعنى وجود سواد را مثلا سببى محقّق سازد محال است از جهت / * ب / 32 / امتناع تحقّق وجود ، پس تأثير مؤثّر در ماهيّت آن است به اين نحو كه سواد را محقّق سازد اوّلا ، نه آن كه سواد « 6 » را سواد سازد ، اگر سواد را سواد بايد نمود پس اوّل سلب شىء از نفس لازم بود و اين محال است ، و اگر سواد بايد محقّق باشد ، پس سواد اوّل بايد محقّق باشد نيز و همچنين الى غير النهاية ، و اين باطل است . « 7 »
و هرگاه فرض شد كه سواد در خارج محقّق و موجود به جعل بسيط است ، پس وجوب لاحقى ديگر غير آنچه از آن موجود شده به
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - آن
( 2 ) . ن ، الف : - قبل
( 3 ) . م : ميهيت
( 4 ) . م ، الف : ميهيت
( 5 ) . ن ، الف : - اصل
( 6 ) . ن : + ثانيا سود
( 7 ) . م ، الف : - اگر سواد را . . . است .