قال : و تأثير « 1 » المؤثّر فى الماهيّة ، و يلحقه وجوب لاحق « 2 » .
اين كلام نيز جواب از شبههء ثالثه است كه گفتهاند كه : مؤثّر يا اثر در ماهيّت مىكند يا در وجود يا در اتّصاف ماهيّت به وجود .
و اوّل محال است ، از جهت آن كه اگر ماهيّت به تأثير غير باشد لازم است عدم ماهيّت در حين عدم آن غير ، و اين محال است از جهت آن كه سواد سواد است ، خواه غيرى كه مؤثّر است باشد يا نباشد . حاصل آن كه ضروريت « 3 » ماهيّت غير ماهيّت محال است .
و ثانى - كه اثر در وجود مىكند - نيز محال است ، و الّا [ الف - 42 ] لازم مىآيد كه وجود نباشد و در صورت عدم تأثير مؤثّر و اين محال است ، چنانچه در ماهيّت گذشت .
و ثالث - كه تأثير در اتّصاف ماهيّت و موصوفيّت آن به وجود باشد - نيز محال است به دو وجه :
وجه اوّل : آن كه اين معنى اعتبارى و عدمى است ، و وجودى نيست ، كه اگر وجودى باشد موصوفيّت عرض خواهد بود نه جوهر و قائم به ماهيّت است ؛ پس موصوفيّت ديگر نيز متحقّق مىشود به اين موصوفيت ، و تسلسل لازم مىآيد ، و عدمى اثر غير و مستند به مؤثّر نمىتواند بود .
وجه دويم : آن كه اگر تسليم كنيم اين را كه مستند به مؤثّر باشد ، موصوفيّت خالى نيست از سه شقّ ، پس خواهد بود تأثير مؤثّر [ 1 ] : يا در ماهيّت آن موصوفيّت ، [ 2 ] : يا در وجودش ، و اين هر دو باطل شد
هامش
( 1 ) . ن : تأثيره
( 2 ) . كشف المراد / 79 : « و تأثيره فى الماهية » .
( 3 ) . كذا