تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
شود ، و اگر متوجّه اصل آن صورت شده بدون آن كه آلت غير باشد ملاحظه كند حكم مىكند در اين صورت كه عرضيست قائم به محلّ خود كه عقل آن عاقل است ، يعنى ذهن ذاهن است كه تعقّل آن نموده و به ذهن در آورده ، پس اين معنى نزد عاقل به حسب فعل ممكن است « 1 » و حكم به امكان آن مىنمايد . همچنين امكان گاهى آلت مىشود از براى عاقل در تعقّل موجود ممكن كه آيا نسبت « 2 » وجود به آن به چه نحو است ، ممكن است آن وجود يا ممتنع است ؟ و به چه نحو و كيفيّت وجود عارض ماهيّت ممكنه مىشود و منظور نخواهد بود ؟ در اين صورت « 3 » اين امكان « 4 » موجود است / * الف / 31 / يا غير موجود ؟ جوهر است يا عرض ؟ واجب است يا ممكن ؟ بلكه آلت ملاحظه ممكن « 5 » شده فقط . و گاهى معقول اين امكان بالذّات مىشود ، و در اين صورت امكان آلت چيزى نخواهد بود ، بلكه خود فى نفسه منظور و بدون ملاحظهء غير معتبر خواهد بود . و حكم مىشود به آن كه عرضيست كه قائم به عقل است . و ممكن است فى ذاته و وجود آن غير ماهيّتش است پس امكان نظر به آن كه امكان است هرگاه ملاحظه شود منظور وجود آن يا عدم آن ، و امكان آن امكان بذاته خواهد بود ، و بعد از آن كه به اين امور ملاحظه شود خودش امكان فقط نخواهد بود ، بلكه ممكنى مىشود كه يك امكان ديگر در عقل مثل [ ب - 40 ] موجودات ممكنه
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - يعنى ذهن . . . است ( 2 ) . ن ، الف : - نسبت ( 3 ) . م : + كه ( 4 ) . م : + خود ( 5 ) . الف : - ممكن