معتبره تصريح شده . و گاه موجود ، موجود به حسب لفظ يا به حسب كتابت مىباشد ، و اين هر دو مسمّى به موجود مجازيند . و علاقه مجاز آن است كه كلّ واحد از اين هر دو دالّند بر موجود در ذهن و خارج ذهن نزد وضع .
مسألهء چهلم در اين است كه معدوم عود نمىكند
قال : و المعدوم لا يعاد لامتناع الاشاره اليه ، فلا يصحّ الحكم عليه بصحّة العود . و لو اعيد تخلّل العدم بين الشىء و نفسه ، و لم يبق فرق بينه و بين المبتدأ ، و صدق المقابلان عليه دفعة ، و يلزم التّسلسل فى الزّمان « 1 » .
رفتهاند جماعتى از حكما و متكلّمين به اين كه معدوم عود نمىكند . و جمعى گفتهاند كه عود مىكند علّامه - رحمه اللّه - گفته در شرح خود كه حقّ اوّل است .
و استدلال نموده مصنّف - رحمه اللّه به پنج وجه از جهت عدم عود .
اوّل : آن است كه نيست از براى آن هويّتى ممتازه در حين عدم كه قابل اشاره [ باشد ] ، و « 2 » حكم به اين تواند شد كه عود مىكند يا صحيح است عودش . و اين كلام منتقض مىشود به حكم نمودن ايضا به امتناع عودش از جهت آن كه اين نيز حكميست / * الف / 30 / از احكام . و تحقيق در اينجا آن است كه حكم مقتضى وجود ذهنيست
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 73 - 75
( 2 ) . ن : - و