خواهد داشت ؛ و همچنين تسلسل لازم مىآيد .
مسألهء سى و نهم در انقسام موجود است بالذّات و بالعرض « 1 »
قال : ثمّ الوجود قد يكون بالذّات و قد يكون بالعرض .
موجود گاهى از براى آن وجود ، مستقل و بالذّات است ، مثل جسم و اعراض آن اگر چه بدون محلّ نمىباشد ، ليكن موجود برأسه حقيقيست از جهت آن كه وجود عرض عين وجود محلّ نيست ، چه محلّ مثل جسم بدون عرض كه سواد باشد مستقلا موجود گاهى مىباشد و بعد از آن سواد عارض آن مىشود ؛ پس اين سواد پيش از اين عروض موجود بود بدون اين معروض خاصّ . و اگر توهّم شود كه اين سواد به وجود معروض سابق موجود بود پس بعد از مفارقت از آن بايست معدوم باشد ، و اين سواد آن سواد نباشد ، اين باطل است ، چنانچه بر متأمّل واضح است .
قسم دويم از موجود : موجود بالعرض است ، مثل : عدم ملكه و [ ب - 38 ] امور اعتباريّه ذهنيّه كه موجود در اعيان بالعرضاند .
قال : أما الوجود فى الكتابة و العبارة فمجازىّ « 2 » .
چيزى گاه از براى آن وجود در اعيان مىباشد ، و گاه وجود در اذهان . و اين هر دو را موجود حقيقى مىنامند . چنانچه در شروح
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 73
( 2 ) . كشف المراد / 73