مستلزم صدق اينها نمىشود ، بلكه در عقل فعّال از جمله كواذب ثابتهاند ، و نفس الامريّت نخواهد داشت و بدون تصوّر كواذب ، چنانچه مذكور مىشود در قبسات تحقيق اين مطلب شده ، و كون كواذب را به نحوى كه مرقوم شده از سنن تحصيل ندانسته . « 1 »
و شبههء مشهوره به جذر اصمّ را به تقريبى غريب قريب به اين مطلب بعضى شرّاح دانستهاند و متوجّه حلّ آن در اين مبحث شدهاند و « 2 » در شرح خود حاج محمود - رحمه اللّه - ذكرش را در اين موضع نيز نمودهاند « 3 » و گفته كه مثل قولك : « كلّ كلامى فى هذا اليوم كاذب » ، هرگاه كسى بگويد و ديگر در آن روز متكلّم نشود پس از صدق اين كلام كذبش ، و از كذبش صدقش لازم است . پس نمىتواند صادق بود ، و نمىتواند كاذب بود .
و جواب گفته در شرح مذكور كه تقابل حقيقى بينهما به سلب و ايجاب نيست ، بلكه رجوعش به عدم و ملكه است ، پس ممكن است كه نه صادق باشد و نه كاذب متكلّم آن ، از جهت آن كه عمى و عدم عمى از جدار مسلوب است . پس چون متكلّم غير اين كلام آن روز به كلامى ديگر متكلّم نشده ، پس ما صدقى ندارد كه صدق و كذب به آن صادق آيند . [ ب - 36 ] و مؤيّدات از مصنّف - رحمه اللّه - و غيره از براى اين جواب نقل نموده كه مستفاد مىشود كه اكثر به اين جواب راضى شدهاند . و بعضى گفتهاند كه نفس الامر واقع است فى حدّ ذاته
هامش
( 1 ) . ن ، الف : و بدون تصور . . . ندانسته
( 2 ) . ن ، الف : - حل آن در اين مبحث شدهاند و
( 3 ) . ن : نموده