است ، و اين در صور محسوسه است فقط ، امّا در صور معقوله سبب نسيان زوال استعداد استفاده است از مفيد علم - يعنى : عقل فعّال در باب تصوّرات و تصديقات - پس بايد صور معقوله مطلقا در عقل فعّال رسم شود ، و اين دو حالت يعنى سهو و نسيان گاه عارض در احكام كاذبه مىشوند ، و لا بد بايد در عقل فعّال باشند ، پس به سبب ثبوت صور معقوله كه در حال نسيان محلّى مىخواهند و ممتاز از سهوند كه آن زوال از جوهر عاقله است اثبات عقل فعال به نحوى كه مستفاد شده نمودهاند ، فتدبّر ! بعد از ذكر اين كلام مىگويد علّامه كه :
[ الف - 36 ] مصنّف - رحمه اللّه تعالى - جوابى كه مرا قانع كند نگفت » تمّ كلامه .
ليكن اگر قناعت نمايد و قانع شود كسى ، جوابى دارد به جهت آن كه حاج محمود نيريزى در شرح خود تصريح نموده كه : « در موضع خود تصريح نمودهاند كه دليل وجود عقل فعّال اين كه از مصنّف مذكور شد نيست ، بلكه نقل نمودهاند ارباب اين فنّ كه دليل وجود آن اين است كه قضايايى كه صادقند بدون تصوّر احدى و در خارج وجود از براى موضوع آنها نيست ، صدق آنها مقتضى ثبوت موضوع است بلاشكّ ، و ممكن نيست اين مگر در عقل فعّال » . تمام شد افاده شارح مذكور در باب عقل فعّال .
و اين جارى در كواذب نيست ، و اگر فرضا به اين دليل كه علّامه - رحمه اللّه - ذكر نموده اثبات عقل فعّال كرده باشند هرگاه كواذب ثابت باشند در عقل فعّال ، و آن كواذب را به شواهد صادقه كواذب داند ، / * الف / 28 / پس از جمله امور صادقه نخواهند بود ، و ثبوتشان
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص١٢٣