مقتضيات آن مختلف باشد ، جواب اين شبهه مىشود . و بعضى از اعتراضات مذكوره مآلش به همين ممكن است كه عايد گردد .
قال : و كذلك العدم « 1 » .
يعنى عدم از معقولات ثانيه است كه عارض معقولات اولى به نحوى كه در وجود گذشت [ مىشود ] ، از جهت آن كه نيست در اعيان ماهيّتى كه آن عدم مطلق باشد ، پس هميشه عدم عارض ماهيّت معدومه در ذهن مىشود .
قال : و جهاتهما « 2 » .
يعنى جهات وجود و عدم از وجوب و امكان و امتناع از ذاتى و غير آن از امور اعتباريّهاند .
قال : و الماهيّة « 3 » .
يعنى ماهيّت از معقولات ثانيه است ، و مقصود از بودن انسان ماهيّت گفتهاند كه [ ب - 34 ] كون الانسان ماهيّة است ، نه ما صدق آن ، و كون انسان ماهيّت امريست در ذهن عرضى ، زايد بر حقيقت انسانيّت .
/ * ب / 26 /
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 66
( 2 ) . كشف المراد / 66
( 3 ) . كشف المراد / 66