تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مقصود نبود متوجّه آن نشد . قال : و لا يكون الذّاتى جزءا من غيره « 1 » . اين خاصيّت سيّميست از براى واجب ، و آن اين است كه واجب بالذّات مركّب نمىشود از آن چيزى ، يعنى جزء غيرش نمىتواند شد . و اين ظاهر است از جهت آن كه تركّب يا حسّى مىباشد و آن به انفعال است ، مثل مزاج مركّب ؛ يا عقليست مثل تركّب ماهيّت از اجناس و فصول . و كلّ اينها ظاهر الاستحاله است .

مسألهء سى و ششم در آن كه وجود و وجوب واجب الوجود نفس حقيقت واجبند

قال : و لا يزيد وجوده عليه و الّا لكان ممكنا « 2 » . اين مسأله شامل دو بحث است : بحث اوّل : در اين كه وجود خاصّ واجب الوجود نفس حقيقت ذات اوست . و تقريرش اين است كه : اگر وجود خاصّ واجب الوجود لذاته زايد حقيقتش باشد ، وجود صفت آن حقيقت خواهد بود ، پس ممكن و محتاج به علّتى خواهد بود ، كه منشأ ربط بينهما شود ، و آن علّت نفس حقيقت آن خواهد بود يا امر خارجى ، هر دو باطل است . امّا اوّل : به جهت آن كه اين حقيقت اگر اثر در آن وجود كند در
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 62 ( 2 ) . كشف المراد / 62