قال : و يستحيل صدق الذّاتى على المركّب « 1 » .
اين خاصيّت ثانيه است از براى واجب ذاتى / * ب / 23 / و آن اين است كه محال است كه واجب ذاتى مركّب باشد ، از جهت آن كه هر مركّبى محتاج است به اجزا ، و هر محتاجى ممكن است ، پس واجب بالذّات نخواهد مركّب بود .
گفتهاند بعض متأخّرين كه : اين مسأله موقوف است بر وحدانيّت واجب از جهت آن كه اگر قايلى بگويد كه هر واحدى از اجزاء مركّب واجب بالذّات است مستغنى از غير ؛ در جواب گفته مىشود به اين نحو كه : واجب بالذّات محال است كه متعدّد باشد ، چنانچه من بعد مذكور مىشود « 2 » .
و حقّ آن است كه احتياجى در اين مسأله به وحدانيّت نيست از جهت آن كه بدون وحدانيّت و اثبات وحدت واجب مىتوان گفت كه اين مركّب محال است كه واجب بالذّات باشد ، از جهت آن كه اين مركّب محتاج به اجزاء واجبه خواهند « 3 » بود ، و هر محتاجى ممكن است ، پس اين مركّب واجب الوجود نمىتواند بود .
و دليل وحدت و وجوب وجود را در اوايل تقديسات در [ ب - 30 ] بيان رفع شبهه اين كمونه ، جدّ أمجد داعى ، ثالث المعلمين ، مير محمد باقر الشّهير بداماد الحسينى - رحمة اللّه - نقل نمودهاند ، و داعى ترجمه به آن نوشتهام ، ان شاء اللّه ذكر خصوص اين مسأله در اين ترجمه نيز در الهيات « 4 » مذكور مىشود . و چون الحال تعجيلش پر
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 61
( 2 ) . ن : - چنانچه . . . مىشود
( 3 ) . كذا در نسخهها
( 4 ) . ن : - در الهيات