زمانش از جانب ماضى ، و هر دو بدون اعتبار زمان ملاحظه نمىشوند » ، تمّ كلامه .
ليكن زمان داخل قديم و حادث مجازى نيست به نحو مذكور ، هر چند حادث به حدوث دهرى - چنانچه جدّ داعى ، ثالث المعلّمين - رحمه اللّه - تحقيق نموده « 1 » باشد .
قال : و الحدوث الذّاتى متحقّق « 2 » .
سابق به اين مذكور شد كه اصناف تقدّم و تأخّر پنج يا شش است ، و از آن جمله تقدّم و تأخّر بالطّبع است ، كه تقدّم ذاتى است « 3 » ، پس حدوث ذاتى در امريست كه وجود آن مؤخّر از عدمش باشد بالذّات ، و ممكن كه وجود و عدم نسبت به آن [ ب - 29 ] مساويست تقدّم ذاتى عدم آن بر وجودش مستلزم حدوث ذاتى آن است . و علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود گفته كه : پس لا استحقاقيت وجود كه با تأخّر ذاتى ممكن نيست از علّت مقدّم است بر استحقاقيت آن .
و اين معنى حدوث ذاتى است . و گفته : لا استحقاقيت وجود نه استحقاقيت لا وجود ، چون آن كه بينهما فرق بيّن است ، و معنى اول عدم اقتضاء وجود است به حسب مآل به اقتضاى لا وجود . « 4 »
هامش
( 1 ) . ن : نمودهاند
( 2 ) . كشف المراد / 60
( 3 ) . ن : - كه تقدم ذاتى است
( 4 ) . ن ، الف : - و علامه رحمه اللّه . . . وجود