تجدّد اجزاء زمان نيز مىتواند شد كه از جملهء اين عوارض باشد « 1 » .
قال : و القدم و الحدوث الحقيقيّان لا يعتبر فيهما الزّمان ، و الّا تسلسل « 2 » .
يعنى قدم و حدوث گاهى حقيقى و گاهى مجازى مىباشند ، پس قدم و حدوث حقيقى به نحوى كه علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود فرموده اين نحو است كه گفته : « قديم » چيزيست كه پيش از آن غيرى نباشد ، و « محدث » آن است كه سابق بر آن غيرى باشد . و اين هر دو به اين اعتبار محتاج به زمان نيستند ، به جهت آن كه زمان اگر قديم يا حادث باشد به اين معنى كه قديم آن است كه در جميع ازمنه باشد ، و حادث آن است كه مسبوق به عدم باشد در زمانى « 3 » محتاج به زمان ديگر خواهد بود ، و تسلسل لازم مىآيد .
و امّا در قدم « 4 » و حدوث مجازى پس اين هر دو متحقق نمىشوند بدون زمان ، از جهت آن كه قديم زمانى آن است كه زمان وجودش طول داشته باشد در جانب ماضى ، و محدث آن است كه زمان وجودش « 5 » طول نداشته باشد » .
ليكن شارح صفاهانى « 6 » در اين متن چنين تحقيق نمودهاند كه :
« چون تقدّم غير ذاتى بالذّات عارض چيزى نمىشود و به سبب [ الف - 29 ] امر عارضى غير ذاتى « 7 » است ، تحقّقش در امور مثل تقدّم
هامش
( 1 ) . ن : - كه زمان . . . باشد
( 2 ) . كشف المراد / 59
( 3 ) . ن : - كه قديم . . . زمانى . كذا
( 4 ) . الف : قديم
( 5 ) . ن ، الف : زمانش
( 6 ) . الف : صفهانى
( 7 ) . ن : ذات