لفظ مركّبات از جهت مثال است نه حصر ، چنانچه بعضى شرّاح نقل نمودهاند ، از جهت آن كه آب بعد از تسخّنش مستعدّ آن كه هوا شود ، مىشود بعد از آن كه مستعدّ نبود ، پس متجدّد شد استعداد هوائيت آن ، و بعد از آن كه آب سرد شود زايل مىشود آن استعداد ، و به تسخن باز عود مىكند ، و امّا امكان ذاتى از آن معدوم نمىشود .
اين است فرق ميان امكان استعدادى و امكان ذاتى . و بعضى شدّت و ضعف را در امكان ذاتى نقل نمودهاند .
و در شرح حاج محمود نيريزى « 1 » نيز اين معنى ايراد شده بعد از شرح و بيان متن مذكور به اين عبارت كه : « هكذا فسّره الشارحون ولى فيه نظر ؛ أمّا اوّلا : فلأنّ الشدة و الضعف قدحه « 2 » المصنّف هاهنا من خواص الاستعدادى ، و قال فى بعض مصنّفاته انّ الامكان الذاتى قد يقبله ، و بين هذين القولين تناف » . « 3 »
مسألهء سى و سيم در قدم و حدوث است
قال - رحمه اللّه - : و الموجود ان اخذ غير مسبوق بالغير أو بالعدم فقديم ، و الّا فحادث « 4 » .
اين قسمتيست از براى موجود به قدم و حدوث از جهت آن كه موجود يا آن كه سابق آن غيرى مىباشد يا نه ، پس اوّل حادث است و ثانى آن قديم . و گاهى گفته مىشود كه قديم چيزيست كه سابق از آن
هامش
( 1 ) . نسخهها : نيرزى
( 2 ) . كذا
( 3 ) . ن : بعد از شرح . . . تناف
( 4 ) . كشف المراد / 57