قال - رحمه اللّه - : و الامكان لازم و الّا تجب الماهيّة أو تمتنع « 1 » .
يعنى امكان ممكن لازم است كه اگر اين امكان لازم نباشد [ ب - 26 ] ممكن خواهد بود زوالش ، و در اين صورت آن ممكن يا ماهيّت واجبه يا ممتنعه خواهد بود . و ما بيان كرديم امتناع اين را تماما پيش از اين كه مستلزم انقلاب است « 2 » .
قال : و وجوب الفعليّات يقارنه جواز العدم و ليس بلازم « 3 » .
يعنى : وجوبى كه از براى ممكن در حين وجود هست - كه قبل از اين گفته شد كه قضيّه فعليّه از آن خالى نيست ، و از اين جهت نام گذاشته شده است آن به وجوب الفعليّات - البته مقارن آن مىشود جواز عدم به سبب طبيعت امكان ذاتى ، و اين وجوب لازم نيست ، بلكه رفعش نزد فرض عدم علّت متحقق مىشود .
قال : و نسبة الوجوب الى الامكان نسبة تمام الى نقص « 4 » .
يعنى وجوب تأكّد وجود است و قوّت آن است ، و امكان ضعفيست در آن ، پس نسبت وجوب به امكان نسبت تمام است به نقص ، به جهت آن كه وجوب تمام وجود است ، و تا وجوب به سبب غير متحقّق نشود ماهيّت موجود نمىشود به امكان ذاتى ، و اين امكان ذاتى اعتبارى عقليست و تحقّقى در اعيان از براى آن نيست ، به خلاف امكان استعدادى كه كيفيّت موجوده است در ماهيّت ، چنانچه مذهب
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 55
( 2 ) . ن : - كه مستلزم انقلاب است
( 3 ) . كشف المراد / 56
( 4 ) . كشف المراد / 56