كه با ملاحظه وجود ماهيّت و وجود علّتش واجب خواهد بود ، و با عدمشان ممتنع است [ الف - 25 ] .
قال - رحمه اللّه تعالى - : و عند اعتبارهما بالنّظر اليهما يثبت ما بالغير « 1 » .
يعنى هرگاه اعتبار كنيم كلّ واحد از وجود و عدم را نظر به ماهيّت و علّت آن ، پس در اين صورت ما بالغير كه لزوم وجود است ثابت مىشود آن را ، كه ضمير « هما » در اوّل راجع به وجود و عدم باشد ، و « هما » در ثانى راجع به ماهيّت و علّتش باشد . پس ماهيّت فى نفسها نظر به وجودش و وجود علّت واجب خواهد بود . و اگر اعتبار كنيم عدم ماهيّت يا عدم علّتش را ممتنع خواهد بود .
قال : و لا منافاة بين الامكان الذّاتى و الغيرى « 2 » .
يعنى مبيّن شد كه ممكن به اعتبار وجودش يا وجود علّتش واجب است تحقّقش ، و به اعتبار / * ب / 19 / عدمش و عدم علّت ممتنع است ، ليكن اين وجوب و امتناع نيستند بالذّات ، بلكه بالغير است تحقّقشان و منافى امكان ذاتى نيست .
قال : و كلّ ممكن العروض ذاتى و لا عكس « 3 » .
يعنى آنچه ممكن است عروضش به چيز ديگر البته ممكن است خودش بالذّات ، و آنچه ممكن است بالذّات لازم نيست كه عروضش
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 53
( 2 ) . كشف المراد / 53
( 3 ) . كشف المراد / 53