مسأله بيست و ششم در اين است كه وجوب و امكان و امتناع نيستند ثابت در اعيان
قال - رحمه اللّه - : و الثّلاثة اعتباريّة لصدقها على المعدوم ، و استحالة التسلسل « 1 » .
يعنى : وجوب و امكان و امتناع امور اعتباريّهاند كه عقل اينها را اعتبار نموده در حين نسبت وجود به ماهيّت ، و نيست از براى اينها تحقّقى در اعيان از براى چند وجه ، بعضى از آنها مشترك است ميان هر سه ، و بعضى مختصّ است به كلّ واحد .
امّا مشترك كه شرّاح به ذكر آن اكتفا نمودهاند ، پس دو امر است :
اوّل : آن كه اين امور ثلاثه صادق مىآيند بر معدوم از جهت آن كه بر ممتنع صادق مىآيد ، اين كه مستحيل الوجود است ، و اين كه واجب العدم است ؛ و بر ممكن قبل از وجودش صادق مىآيد اين كه ممكن است ، و حال آن كه معدوم است ، و هرگاه معدوم متّصف شود به اينها خواهند بود عدمى ، از جهت آن كه محال است اتّصاف عدمى به ثبوتى .
دويم : آن كه اگر ثبوتى باشند لازم مىآيد تسلسل ، از جهت آن كه هر چه متحقّق است در خارج از براى آن وجودى هست كه شريك است با غيرش از موجودات ، و مختصّ است به نفس ماهيّت خودش ، و ما به الاشتراك كه وجود است مغاير ما به الامتياز است كه ماهيّت
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 49