تسلسل لازم مىآيد جهت مرجّح « 1 » به جهت آن كه [ الف - 18 ] فرض تساوى در همه شده ؛ و صفت ذات نيز مرجّح نيست به جهت آن كه تسلسل لازم مىآيد كه سبب آن صفت چه امر شده و همچنين .
مسأله چهاردهم در وجود مطلق و وجود خاص است
قال : ثمّ الوجود قد يؤخذ على الاطلاق ، فيقابله عدم مثله ، و قد يجتمعان لا باعتبار التقابل ، و يعقلان معا ؛ و قد يؤخذ مقيّدا فيقابله مثله . « 2 »
بدان اين را كه وجود عبارت از كون در اعيان است ، و اين كون در اعيان :
[ 1 ] : گاهى اخذ كرده مىشود عارض ماهيّتى از ماهيّتها ، پس وجود مختصّ مىشود به سبب اضافه به آن ماهيت .
[ 2 ] : و گاهى مأخوذ مىشود مطلق بدون ماهيّتى و اين وجود مطلق است .
پس هرگاه اين را دانستى ، پس وجود عامّ مقابلش عدم عامّ مطلق غير متخصّص به ماهيّت خاصّ است ، و اين وجود مطلق و عدم مطلق گاهى جمع مىشوند در صدق ، مثل آن كه معدوم در خارج ، و موجود در ذهن را صادق مىآيد بر آن معدوم مطلق ، و موجود مطلق به اعتبار ذهنى و خارجى .
بلى هرگاه نظر نمايد كسى « 3 » به وحدت در وجود به اعتبار ذهن و
هامش
( 1 ) . ن : - و الّا پس . . . . مرجح
( 2 ) . كشف المراد / 39
( 3 ) . ن : - نمايد كسى