تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
حيّز . ششم : آنچه رفته‌اند در اختلاف اثبات صفت حين معدوميّت به سبب بودن آنها معدوم . پس كلّ ايشان گفته‌اند كه صفتى از براى ايشان نيست به سبب معدوميّت ، مگر ابا عبد اللّه بصرى كه اثبات صفت نموده ، و گفته : موصوفند به معدوميّت . هفتم : اتّفاق نمودن ايشان است در عدم امكان موصوف بودن جسم به جسميّت در حال عدم . و خيّاط تجويز اين نموده ، و در شرح علّامه « 1 » - رحمه اللّه - [ ب - 17 ] و اصفهانى واقع است نسبت به قائلون به صفات كه گفته‌اند كه صفات جوهر يا عايد است به جمله - يعنى به مجموع اجزاء جوهر كه جسم مركّب است از آنها ، مثل حييّت و آنچه مشروط است به حىّ بودن ، مثل عالميّت و قادريّت و غيرهما - يا آن كه عايد است به افراد حين وجود و عدم كه جوهريّت و وجود و تحيّز و حصول در حيّز است . هشتم : اتّفاق نموده‌اند بنابر تجويز اتّصاف معدوم به صفات معدومه اين را كه عالم به صانع عالم قادر حكيم ممكن است كه شكّ كند با وجود « 2 » ثبوت اين اوصاف كه آيا موجود باشد آن صانع يا نه ، و در اين معنى محتاج به دليل باشد ، بنابر تجويز صفت از براى معدوم . و جميع عقلا نفى اين شكّ نموده‌اند ، به جهت آن كه ثبوت چيزى از براى چيزى فرع ثبوت مثبت له است .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 38 ( 2 ) . ن : - وجود