يكتائى و يگانگى در وجود عينى با حيوان نيست .
سخنى با علامه قطب الدين رازى
شگفت اينجاست كه اين « علامهء » بزرگوار ( شارح مطالع ) با اينكه خود همين روش حقگرايانه را در كتاب « شرح الرساله » پيش گرفته و از آن دفاع مىكند ، در كتابهاى ديگر خود به اين روش وفادار نمانده و حل شكوك و معضلات مسأله را بر اصول ديگرى استوار ساخته است كه موافق با مشرب تحقيق نيست . اگرچه در بسيارى موارد مخصوصا در « رسالهء تصور » و « تصديق » خود گرايشهائى بهسوى نظريهء واقعبينانهء ما كه : تصديق نوعى تصور « 14 » است ، نشان مىدهد اما باز هم احيانا ديده مىشود كه اولا بر محور اين روش پايدار نمانده و مراحلى از حقيقت بدور افتاده است . شاهد گويا بر عدم ثبات رأى وى اين است كه با وجودى كه شرح او بر « مطالع » متأخر از نگارش رسالهء تصور و تصديق او است معالوصف در شرح مطالع ديده مىشود شبهاتى را پيرامون تقسيم « حاصر علم » طرح كرده و سپس به پاسخهائى از اين شبهات مبادرت ورزيده است كه هيچكدام نه خالى از اشكال است و نه با اصول تحقيقى ما وفق مىدهد . مثلا او در شرح مزبور پيرامون گفتهء مولف كتاب كه مىگويد : « علم يا تصور است اگر درك ساده باشد ، يا تصديق است اگر تصور به ضميمهء حكم باشد . و حكم هم گاهى حكم به نفى است و گاهى حكم به اثبات است » ، چنين اظهارنظر مىكند كه :
در اين زمينه اشكالاتى موجود است كه مناسبت مقام ايجاب مىكند كه هماكنون آنها را طرح كرده و پاسخگوئى نمائيم .
« اول » آنكه اين تفسير براى تصديق شايسته نيست چون تصديق اگر براستى خود حكم باشد ديگر ممكن نيست اين تعريف كه « تصديق آن ادراكى است كه با حكم حاصل مىگردد » صادق
هامش
( 14 ) در اينجا مقصود « فيلسوف » از تصور ، تصور مقسمى است كه به معناى مطلق درك و علم مىباشد .