مصداق تصور مىباشد . و آن تصورى كه مقابل و همبخش تصديق است مفهوم تصور مقيد به عدم حكم است يا تصور مقيد به اطلاق است نه مطلق تصور ؛ « 13 » همانگونه كه اينگونهء تقسيم در ساير تقسيمها نيز حكمفرما است . زيرا مثلا اگر حيوان را مقسم اقسام خودش قرار دهيم خواهيم گفت : حيوان يا ناطق است يا لاناطق است و همين تقسيم را عينا با تعبير ديگرى مىتوانيم اظهار نمائيم و بگوئيم : حيوان يا حيوانى است كه با نطق همراه نيست ، و يا حيوانى است كه با نطق همراه يا همراه آن نطق است ، در اين تقسيم حيوانى كه در هر دو قسم با يك نسبت مساوى موجود است حيوان لابشرط ( لابشرط مقسم ) است و همين حيوان است كه عينا در يكى از دو قسم خود عنوان ناطق را بهخود گرفته و انسان شده است و در ديگر قسم خود از اين عنوان برخوردار نيست و بر حيواناتى كه گويا نيستند تطبيق مىكند و روى اين اصل همراه بودن با نطق كه نوع جداگانهاى از حيوان است يك همراهى و معيت ذهنى است و منافى با
هامش
- شناسائى مىكنيم . اشتباه ميان تصور لابشرط قسمى كه در نهاد تصديق و تصور كه همبخش تصديق مىباشد بهنظر « فيلسوف » يك اشتباه ميان مفهوم و مصداق است . زيرا آنچه را كه در تصديق است ، يك فعليت و حقيقت تصور نيست تا بتوان آن را فردى از افراد حقيقى تصور دانست ، چه شيئيت اشياء به فعليت آنهاست و چون تصور ضمنى به ابهام « لابشرط » قسمى آميخته است از فعليت تصور برخوردار نيست و بالنتيجه نمىتوان آن را يك فرد حقيقى تصور محسوب دانست . و اگر ما اين تصور لابشرط را كه تنها با حمل مفهومى به آن تصور گفته مىشود با تصور حقيقى اشتباه كنيم در اشتباه ميان مفهوم و مصداق واقع شدهايم . و اين خود يك مغالطه منطقى است كه دانشجويان فلسفه بايد از آن پرهيز جويند .
( 13 ) نگارنده در « كاوشهاى » خود اصولا اين مطلب را مدلل ساخته است كه ميان « شىء مطلق » و « مطلق الشىء » تفاوت آشكار منطقى است و احكام هر يك از اين دو متعاكسين را نبايد به ديگرى سرايت بدهيم و اگر احيانا در دام تشابه انعكاسى آن قرار گرفته و شىء مطلق را با مطلق شىء اشتباه كنيم به مغالطه « ايهام انعكاس » كه يكى از اقسام مغالطات است محكوم خواهيم شد . در موضوع فلسفه چنين بهنظر مىرسد كه ايهام انعكاس ميان وجود مطلق و مطلق وجود منشاء اشتباهات بزرگى براى بسيارى از پيشروان تحقيق شده و بهجاى مطلق وجود « وجود مطلق » را موضوع دانش برتر دانستهاند و فلسفه را براساس اين اشتباه يك سلسله بحثهاى مجرد مىدانند كه بر حقائق عينى قابل تطبيق نمىباشد . در تقسيم « مفاعيل » نيز اشتباه ميان مطلق مفعول و مفعول مطلق از موارد ايهام انعكاس است كه بايد هشدار داد تا ذهن اديب را در دام مغالطه گرفتار نسازد .