علم به دو گونه تصور بخش مىشود . و اگر براستى اينچنين است كه علم به دو تصور بخش مىگردد ، اين قسمت حاصر و دربرگيرندهء همهء اقسام خود نيست . در صورتىكه تقسيم اصولا بايد فراگير باشد ، چه به مقتضاى تعريفى كه خود « شيخ » از تصديق كرده تصديق از بخشهاى راستين علم است ، در حالى كه تصديق در هيچكدام از اين دو بخش به حساب نيامده است .
بلكه مقصودش اين است كه علم را در اين دو صورت و از اين دو راه مىتوان تحصيل كرد و اين سخن چون يك تقسيم حاصر و فراگيرنده نيست درست است هرچند كه علم را بهگونهء ديگرى هم كه تصديق است مىتوان بدست آورد .
علاوه بر اين « شيخ » در ساير كتابهاى خود « 8 » و همچنين در آغاز مقالهء اول از فن پنجم « منطق شفا » مىگويد : « چه علمى كه از روى فكر اكتساب مىشود و چه علمى كه بدون نيازمندى به فكر و نظر در ذهن حاصل مىگردد ، بر دو قسم است يكى تصديق است و ديگرى تصور است . » و باز او در « الموجز الكبير » در فصل اول از مقالهء سوم مىگويد : « علم بر دو قسم است يا تصور است يا تصديق است » و سخنان او در اين زمينه بسيار است .
دفاع از ابن سينا
در پاسخ ايراد « علامهء رازى » شارح « مطالع » بايد گفته شود كه مفاد كلام « شيخ الرئيس » آنجا كه مىگويد : « تصورى كه همراه با تصديق » است » و در جاى ديگر مىگويد « با تصور تصديق همراه است » كه هر دو تعبير در كتابهاى « شفا » و « اشارات » آمده عينا همان معنى تصديقى است كه او همهجا در كتابهاى سهگانهء خود ذكر كرده است و آن بدين معنى است كه در هر صورت تصديق از تصور جدا نيست و هر دو در وجود واحد
هامش
( 8 ) در نسخهء مطبوع تهران اين جمله بدينگونه آمده است : « على ان ساير كتب مفتتح المقاله الاولى من الفن الخامس فى منطق الشفاء » كه مسلما كلمه يا كلماتى محذوف است .