تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
و مشروط حكمفرمائى دارد نمىباشد . « 7 » اينها مطالبى است كه قبلا به تفصيل ذكر گرديده و تكرار آن به خاطر تذكر اين نكته است كه معلوم كنيم متأخرين از توجه به اين نكات و دقائق در سخنان گذشتگان خود غفلت ورزيده و هشدار نگرديده‌اند كه گاهى « حكم » در زبان فلسفه بر خود « تصديق » گفته مىشود و گاهى ديگر به لازم تصديق حكم مىگويند . و در نتيجه همين ناآشنائى به زبان فلسفه است كه در دام مغالطه واقع گرديده و سخن « شيخ ابو على سينا » را در اين دو موردى كه نقل شد پيچيده و دشوار اعلام داشته‌اند ، آنجا كه او صريحا همچنانكه ديديم در تقسيم علم يك بخش علم را « تصور ساده » ناميده و بخش ديگر را « تصور با تصديق » خوانده است . چنان كه بعضى از متأخرين نيز در روش جديد خود به پيروى از وى عين اين تقسيم را پذيرفته و واگو كرده‌اند ، و چون اين تقسيم به‌نظر برخى از انديشمندان دشوار آمده « علامهء رازى » در « شرح مطالع » درصدد توجيه و رفع ابهام آن برآمده و گفته است : مقصود « شيخ » از اين تقسيم دوگونه‌اى اين نيست كه
هامش
( 7 ) « معيت » كه به معناى منطقى تركيب دو قضيه يا به معناى فلسفى هم‌بستگى دو شىء با يكديگر مىباشد همانطور كه قبلا گفته شد يا در ماهيت است و يا در هستى ، اگر معيت ميان دو شىء در ماهيت باشد طرفين اين‌گونه رابطهء معيت « متضايفين » خواهند بود كه در قوه و فعل « تكافو » و تساوى خواهند داشت و خود رابطه نيز از مقولهء اضافه محسوب مىباشد . بديهى است كه معيت تصور و حكم نمىتواند از اين‌گونه معيت باشد زيرا در اين صورت تصورات و حكم از قبيل متضايفين خواهند بود و گفته شد كه نه حكم از گروه مضاف حقيقى است و نه تصورات مىتواند مضاف حقيقى باشد ، و اگر معيت در هستى باشد نه در ماهيت آنگاه بايد پرسش كرد كه آيا اين معيت يك همزيستى اتفاقى است يا يك معيت لزوميه است كه بايد ميان علت و معلول حكمفرما باشد . در صورتى كه معيت اتفاقى باشد وجود و عدم هيچ‌يك از طرفين هم‌بستگى با هستى و نيستى طرف ديگر ندارد و اين‌گونه معيت نه يك مفهوم منطقى است و نه يك مفهوم فلسفى مىباشد كه بتوان از آن بررسى به‌عمل آورد . تنها روش صحيح اين است كه گفته شود اين معيت يك معيت لزوميه است كه ميان علت و معلول حاكميت دارد زيرا حكم صورت نوعيه علم تصديقى است كه مادهء پذيرندهء آن علم تصورى مىباشد و هر صورت نوعيه‌اى « شريكة العلة » مادهء خود مىباشد و بدين لحاظ حكم يك رابطهء لزوميه على با تصورات دارد كه نام اين رابطهء لزوميه « معيت » است .