تفسير معيت در سخن ابن سينا
برداشتهاى ما از اين سخن « ابن سينا » اين است كه او نيز در اين جا صريحا اعلام مىكند كه تصديق بخشى از تصور است هرچند كه از نقطه نظر ديگر قسيم و همبخش تصور مىباشد . و مقصود وى از « معيتى » كه در عبارت كتاب « اشارات » آورده آنجا كه مىگويد : گاهى دانستن از راه تصورى است كه با تصديق « معيت » دارد ، آنگونه معيتى است كه در مناسبت ميان جنس و فصل حكمفرما است و همانگونه معيتى است كه ما آن را معيت تحليلى و ذهنى خوانديم همچون معيتى كه ميان رنگ و قبض نور بصر در سياهى آمده است . در حالىكه رنگ و انقباض نور بصر در هستى عينى يك واحد بسيطى از هستى بيش نيست و مسلما منظور « ابن سينا » از اين معيت همزيستى در هستى كه مقتضاى دوتائى و تقارن زمانى در هستى دو شىء است ، و در مناسبت ميان جزء و كل و شرط
هامش
- كه آن را آموزش كنيم و بهدرستى آن گواهى دهيم . مانند آنكه از روى علم بپذيريم كه قطر قوى است بر دو ضلع قائمهاى كه قطر وتر آن است . شكل زير نمايانگر اين مجهول تصديقى است كه با آموختن شكل 47 مقالهء اولى كتاب اقليدس اين مجهول تصديقى به معلوم تصديقى تبديل مىگردد .