تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
علم تنها به دو صورت حاصل مىشود : يكى تصديق است و ديگرى تصور است . و تصور فقط معنى لفظ را به ذهن مى - آورد . اما اين معنى كه از لفظ به‌حالت انفراد به ذهن مىآيد غير از معنائى است كه از مجموعهء تصورات از لفظ دانسته مىشود . و اين معنائى كه از مجموعهء تصورات به‌وسيلهء لفظ در ذهن حاصل مىگردد معنى قضيه است و معنى قضيه پيوسته از اين حالت‌هاى سه‌گانه بيرون نيست : يا مورد ترديد است يا مورد اقرار و اعتراف است و يا مورد انكار است ، و در اين هر سه حالت تصور كه اصل وجود و حضور معنى در ذهن است تحقق يافته و در حالت‌هاى شك و انكار تصديق نمىتواند تحقق پذيرد . اما اقرار و اعتراف به‌معنى قضيه ، همان معنى تصديق است كه صرف حصول معنى قضيه در ذهن نيست بلكه چيز ديگرى به آن پيوسته است و آن‌صورت اذعان و اعتراف به‌معنى قضيه است . و معنى اذعان اين است كه واقعيت امر در وجود عينى با معنى ذهنى قضيه منطبق است . و چون معنى قضيه با اين فزونى اقرار و اذعان مقرون است ديگر تصديق صرفا معنى قضيهء معقوله به آن جهت كه معنى قضيهء معقوله است نيست ، بلكه اين اذعان يك فزونى است كه در معنى قضيهء معقوله پديد آمده است . « 5 »
هامش
( 5 ) اينكه آيا « قضيهء معقوله » با علم تصديقى تفاوت دارد يا مرادف است مسأله‌اى است كه از بررسىهاى بسيار پيشرفته و دقيقى برخوردار است . بسيارى از فلاسفه و متفلسين معاصر علم تصديقى را مرادف با قضيهء معقوله دانسته و معيارهاى صدق و كذب قضيه را با معيار هاى علم تصديقى اشتباه كرده و تصور كرده‌اند آنچه كه از شرائط تحقق جوهرى علم تصديقى است عينا همانها از شرايط صدق و كذب قضيه است . در حالى كه يك مقايسهء ابتدائى ميان تعريف منطقى قضيه و ماهيت علم تصديقى كافى است كه مدلل دارد كه قضيه اصولا با علم تصديقى مغايرت دارد و هرگز نبايد يكى را به‌جاى ديگرى تفسير نمود . حقيقت « قضيه » به درستى به « قول محتمل الصدق و الكذب » تفسير شده و اين بدين معنا است كه قضيه قضيه است چه صادق باشد و چه كاذب باشد اگر كذب هم به معناى عدم انطباق با واقعيت امر باشد هرگز اخلال‌گر و واژگون‌ساز ارگانهاى درونى قضيه نيست . چنان كه اگر صدق معادل با -