تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
توسل جسته و اشيائى را مانند نماز كه به وضو مشروط است و خانه كه از ديوار و اجزاء ديگر تركيب مىيابد به‌عنوان شاهد و مثال گوياى صدق نظريهء خود ذكر كرده و توضيح مىدهد كه : « وضو از جنس نماز نيست و مغاير با نماز است اما مع الوصف نماز به وضو مشروط است و هم‌چنين ديوار ، خانه نيست و چيزى است كه مفهوم غير خانه بر آن تطبيق مىكند اما با اين وجود خانه از ديوار و از چيزهائى كه خانه نيست تشكيل مىيابد . و بنابراين نماز به چيزى كه نماز نيست مشروط شده و خانه از چيزى كه خانه نيست تركيب يافته است . » اما با تمام اين احوال بايد متوجه بود كه نگارندهء اين مطلب از اين نكته غفلت ورزيده كه اين عذرتراشى و شاهد و مثال‌آورى به نماز و وضو و خانه و ديوار خانه در روش تحليلى و دور انديشمندانهء فلسفه تأثيرى نخواهد داشت و در حقيقت اين طرز استدلال از خانهء عنكبوت هم سست بنيادتر مىباشد تا چه رسد به اينكه براى ما قابل رسيدگى و قبول باشد . به جهت اينكه به همان نحو كه اشارت كرديم سخن ما در اين مقام پيرامون تحصيل معنى حقيقى تصديق است و اينكه شناخت ماهيت تصديق چگونه است و يا شرح الاسم آن از چه قرار است و در اين مقام به هيچ‌وجه از وجود تصديق و پاسخ و پرسش از هستى آن گفت‌وگو نمىكنيم « 18 » و همانطور كه گفتيم در مقام شناخت منطقى مفهوم تصديق نمىتوانيم شناخت مفهومى قسمى را از افراد قسم ديگر كه در طرف
هامش
( 18 ) پرسش از اصل هستى شىء كه سؤال از « وجود محمولى » است به‌وسيلهء « هل بسيطه » طرح مىشود و اين يك سؤال فلسفى است كه مربوط به مباحث انتولوژيك) cigolotnO (است . پرسش‌هاى شرح الاسم و حد و رسم همانگونه كه « فيلسوف » اشاره مىكند نمىتواند ناظر به وجود اشياء باشد . به نظر اين نگارنده يكى از معانى « ما بعد الطبيعه » انتولوژى است كه پرسش از اصل هستى اشياء را پاسخ‌گوئى مىكند و نام اين پرسش در اصطلاح ما « هستى » است . اما اگر پرسش‌ها از روابط هستىها با يكديگر باشد كه آن را -