هم كه مىگويند تصور جزء تصديق است ، شىء را با نقيض خود تركيب نمودهاند و گروه سومى كه مدعى شدهاند كه تصديق غير از تصور بعلاوهء حكم نيست تصديق را مجامع و هماهنگ با نقيض خود قرار دادهاند و معلوم است كه به هيچيك از اين تفسيرهاى ناروا كه مشتمل بر اين توالى فاسده است نمىتوان تسليم گرديد .
يك توجيه ناموجه
عذر برتر از گناه توجيهى است كه شارح مطالع بر اين طرز فكر افزوده است و « سيد شريف » نيز آن را در حاشيهء « شرح مطالع » و حاشيهء « شرح الرساله » قبول و تأييد كرده است و خلاصهء توجيه اين است كه ميگويد :
« اعتبار يك بخش در بخش ديگرى از يك تقسيم منطقى ، آنطور هم كه تصور شده محال و نامعقول نيست ، زيرا آن تصورى كه در حقيقت تصديق بهعنوان شرط يا جزء اخذ مىشود ، مفهوم تصور نيست بلكه مصداق و فرد اين مفهوم است كه به نحوى از انحاء در حقيقت تصديق دخالت ماهوى مىيابد .
و آن مصاديق و افراد عبارتند از تصورات سهگانه ؛ تصور موضوع و تصور محمول و تصور نسبت حكميه ، كه به ضميمهء حكم يك واحد حقيقى تصديق را بهوجود مىآورند . و اين تصورات چيزهائى هستند كه مفهوم كلى تصور بطور صدق عرضى بر آنها تطبيق و شمول مىيابد و هيچگونه محذورى در بين نيست كه يك حقيقتى همچون تصديق به معروضات و مصاديق نقيض خود مقيد يا مشروط گردد . »
سپس نويسندهء مزبور براى اثبات اين نظريه به مثالهاى رايجى نيز
هامش
- است و انواع و اقسام متقابلات از اين تقابل اصلى سرچشمه مىگيرد اما تقابل تصور و تصديق متناقضين نيست .