بررسى در چيستى تصور و تصديق
اكنون كه اين مطالب بهعنوان مقدمه معلوم گرديد و آشكار شد كه هر يك از تصور و تصديق نوعى بسيط از ماهيت بسيطهء علم مىباشد و علم جنس و ما به الاشتراك آنها بشمار مىرود ، كه گفته شد در عينحال همين جنس با انواع و ما به الامتيازات خود متحد و يكسان است ، خوب مى - توانيم بفهميم كه رأى كسانى كه تصديق را تركيبى از امور چهارگانه پنداشتهاند تا چه حد از مرز حقيقت بدور است و اين سخن از امام « فخر الدين رازى » شهرت يافته است . باز از روى همان مطالبى كه گفتيم خواهيم دانست كه دستهء ديگرى كه تصديق را حكم ، كه در حقيقت فعلى از افعال نفس مىباشد ، خواندهاند چهقدر به خطا رفتهاند .
در حالىكه كاملا روشن است تصديق بخشى از علم انفعالى است و علم انفعالى چيزى است كه نسبتش با نفس بهگونهء پذيرش و انفعال است نه به طريق تأثير و فعل و با اين ترتيب چگونه مىتوان تصديق را از افعال و اعمال و ابتكارات نفس تعريف نمود « 13 » .
هامش
( 13 ) يكى از تقسيماتى كه براى علم شده و فراگيرندهء اين اقسامى است كه « فيلسوف » در اين مقام ذكر كرده عبارت از اين است : علم يا فعلى است يا انفعالى و يا نه فعلى است و نه انفعالى . اما علم فعلى مانند علم بارى تعالى « به ما سوى ذات » و مانند علم ساير علل به معلومات خود . و علم انفعالى همچون علم خردمندان و دانايان به اشيائى كه از معلومات آنها نيست و اين دانايان بايد با نحوى از تغيير و انفعال و اكتساب اشيائى را كه ذاتا به آنها تعلقى ندارد تحصيل و درك نمايند . قسم سوم علمى است كه نه فعلى است و نه انفعالى و آن علمى است كه ذات عاقل به ذات خود دارد كه گفته شد از گونههاى علم حضورى است .
در اينجا اين توضيح لازم به نظر مىرسد كه علم فعلى بهگونه است يكى علم فعلى كه به معنى اضافهء اشراقيه است و فعل در اين مقام به معنى ايجاد و تأثير و صدور و افاضه مىباشد و هرگز به معنى مقولهء فعل كه در آن تدرج مأخوذ است نمىباشد . و ديگرى علم فعلى كه از مقولهء فعل است مانند علم مهندس به ساختمان يا علم گوينده به كلماتى كه مىخواهد تلفظ نمايد .
قسم ديگرى از علم وجود دارد كه هم فعلى است و هم انفعالى است و اين مانند علمى است كه شخص درككننده از خارج بدست مىآورد و در عينحال اين علم در واهمه و حتى در رفتار و كردار وى تأثير مىگذارد .