تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
ذهن دارد ، و پس از تشكيل قياس و طىشدن مراحل فكر و استنتاج « تصديق » و « گواهى » به نتيجه حاصل مىگردد و معلوم مىشود آن قضيه مطابق با حقيقت عينى مىباشد يا نه . اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه همانطور كه تصديق يك نوع ادراك بسيطى است كه داخل در تصور مطلق مىباشد و « تصور مطلق » « 36 » جنس مشترك آن بشمار مىرود كه قهرا به فصل منوع و تحصيل‌كننده نيازمند است . و بدين‌طريق طبيعة همين تصديق واحد بسيط به‌صورت يك مركب تحليلى شناسائى مىگردد ، به همين‌گونه اقسام ديگر درك مطلق نيز در تحليل عقلى هريك به اجناس و فصول تعيين و تحصيل كنندهء زيرين خود بخش و تحليل مىشوند ، و بساطت حقيقى و عينى خود را در شناخت به تركيب تحليلى اجناس و فصول جايگزين مىسازند ، زيرا هريك از اقسام درك در جاى خود داراى مشترك جنسى و مميزات نوعى مىباشد كه با معيارهاى تعريفى منطقى تركيب مىيابد و به‌صورت اقسام گوناگون درك ظهور و نمود مىكند . « شك » مثلا كه نوع ديگرى از درك است عبارت مىباشد از حصول تأليفى قضيه در ذهن به‌همراهى حالت روا بودن وقوع و تحقق جهت
هامش
( 36 ) با اينكه « فيلسوف » در صفحات پيشين همين كتاب و كتابهاى ديگر تفاوت آشكار ميان « تصور مطلق » و « مطلق تصور » را به ما تعليم داده است مع‌الوصف خود از رهگذر سهوالقلم يا افسونگرى نيروى واهمه در دام مغالطه « ايهام انعكاس » واقع شده و در اينجا و بسيارى از مقامات ديگر مطلق تصور را به تصور مطلق اشتباه كرده است . در گذشته اين نكته كاملا سنجيده شده كه تصور مطلق يا هر شىء ديگرى به قيد اطلاق نه قابل سرايت به اقسام است و نه در هستى عينى تحقق مىيابد ، و به‌همين‌جهت ممكن نيست نقش « جنس » را ايفا نمايد . زيرا جنس در تمام اقسام و انواع خود سرايت ذاتى دارد و در تمام مراتب وجود چه وجود عينى و چه وجود ذهنى و علمى در نهاد انواع فصول خود حصول و واقعيت ابهامى و ناآشكار دارد ( الجنس مغمور بكل الاوعيه ) . حتى اگر در تحليل ذهنى جنس را به‌گونهء مطلق و مستقل از انواع و فصول خود شناسائى كنيم . اين‌چنين پديدهء ذهنى ديگر جنس نخواهد بود بلكه « مادهء عقليه » است كه آن را از روى مجاز جنس مىگوئيم . با اين تفصيل به خوبى روشن مىشود كه منظور از تصور مطلق كه در سخن « فيلسوف » به‌عنوان جنس به كار رفته است « مطلق تصور » است و مطلق تصور همان جنس مشترك است كه هم در نهاد تصور ساده تحقق ابهامى و ناآشكار دارد و هم در نهاد -