« حصول » طرفين قضيه با حالت تأليف و آميختگى آنها با يكديگر در ذهن اصل معنى قضيه است . و « تصديق » اين است كه همين صورت تأليفى را كه در ذهن حاصل شده به اشياء عينى تشبيه و تطبيق نمائيم و تكذيب بر خلاف اين تشبيه صورتهاى ذهنى به اشياء عينى است .
« محقق طوسى » قدس سره القدوسى در « نقد تنزيل » به اين سخن اعتراض كرده و مىگويد :
اينكه او ( ابهرى ) مىگويد : « ما نخست تركيب : « انسان حيوان است » را تصور مىكنيم و سپس تصديق را بر آن واقع مىسازيم . » لازم است كه مراد وى ( ابهرى ) را بهگونهاى كه معنى تصديق را تفسير كردهاند توجيه نمائيم . معنى تصديق اين است كه « صورتى » از تأليف قضيه ( سازمانيافته ) در ذهن خود حاصل نمائيم و همين كه مىگوئيم : « معنى انسان حيوان است » ، را تصور مىكنيم . اين بدان معنى است كه صورتى از اين مجموعهء تأليفى را كه مشتمل بر طرفين قضيه و نسبت تأليفى ميان آنها است به ذهن آوردهايم « 33 » .
اگر معنى تصديق صرفا همين حصول صورت تأليفى در ذهن باشد ، بايد بدانيم كه هيچگاه ممكن نيست صورتى از اين مجموعه مؤلفه در ذهن حصول يابد مگر اينكه همهء اجزاء مجموعه در ذهن حصول يابد . و بدينقرار لازم مىآيد كه صورت حاصله تأليف ( تصديق ) پس از حصول صورت همان مجموعهء مؤلفه در ذهن ( تصور ) تحقق يابد . و اين خود به
هامش
( 33 ) نظر مىرسد تا اينجا تفسير محقق طوسى از سخن ابهرى است . و از اين به بعد ايرادى است كه « خواجهء طوسى » بر وى آورده و مىگويد اين نظريهء ابهرى به تحصيل حاصل مىگرايد و از اين جهت قابل قبول نيست .