نخواهد شد . و اگر هم احيانا آن را درك بديهى يا نظرى بخوانيم اين يك استعمال مجازى و عرضى خواهد بود كه از روش فلسفه بيرون است .
برطبق همين روشى كه ما پيش گرفتهايم به خوبى مىتوانيم آنچه را كه « شارح المقاصد فى تهذيب المنطق » ذكر كرده بهخوبى توجيه نمائيم .
او گفته است : « شناخت يا بهگونهء اذعان به نسبت است كه آن گرويدن خواهد بود . و يا بدينگونه نيست ، و آن اندر رسيدن و تصور خواهد بود . »
و همچنين « سيد شريف » در حاشيه مىگويد :
اين نكته بايد دانسته شود كه نظرى را كه نگارندهء كتاب دربارهء تصديق پذيرفته است ، همان عقيدهء « امام فخر رازى » است كه پيشتر بدان اشارت گرديد و آن اين بود كه تصديق مجموعهاى از ادراكات چهارگانه است . و اين عقيده را شارح كتاب بههميننحو كه ملاحظه شد توجيه و تفسير كرده . و بايد گفت كه الحق غير از آنصورت كه شارح توجيه كرده به طريق ديگرى قابل توجه نيست . تطبيق آنهم به يك روش سومى كه اصلا مطرح نظر نيست ، آن هم بهصرف يك توجيه احتمالى بسيار بعيد و غير قابل قبول است . و اگر خود « امام فخر رازى » صريحا عقيدهء خود را بدينگونه در كتاب « الملخص » ارائه و واگو نمىكرد ما هم نمىتوانستيم اين نظريه را به او نسبت دهيم .
ما مىگوئيم بسيار آسان است كه سخن « امام رازى » را همانگونه كه قبلا اشاره كرديم به روش و مشرب فلاسفه منطبق و بازسازى كنيم و حتى ممكن است سخن او را هم در كتاب « الملخص » ( كه بهنظر « سيد شريف » صراحت در نظريه تركيبى او دارد ) توضيحى پيرامون اين همآهنگى با مشرب فلاسفه بدانيم . زيرا مطلبى را كه وى در كتاب « ملخص » ذكر مىكند اين است :
آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: مهدى حائرى يزدى
ص١٠٠