بلكه قابل اين صفت مجموع من حيث مجموع است . پس يك چيز به يك اعتبار هم قابل و هم فاعل مىتواند بود .
آيا نمىبينى شيخ رئيس را كه در اثبات صور علميّه براى ذات واجب تعالى از اين مضايقه ندارد كه يك چيز هم قابل و هم فاعل باشد ، چنان كه مذكور خواهد شد . زيرا كه قبول به معنى مطلق موصوفيّت در نزد او منافى فعل نيست .
و مصنّف قدّس سرّه مىگويد كه : عمده در اين مقام اثبات تكثّر جهات است ، خواه در نفس قبول و فعل باشد و خواه پيش از قبول و فعل . و كلام در تعدّد جهت ايجاب و استحقاق مثل كلام در تعدّد جهت فعل و قبول است بىتفاوت ، و اگر در اينجا كلام تمام باشد در آنجا نيز تمام خواهد بود و الّا فلا .
و به وجوه ديگر نيز بر اين مطلب استدلال نمودهاند كه شبيه است به آنچه مذكور شد و در نقل آنها فايدهاى حاصل نخواهد شد . [ پس بايد براى اثبات عينيّت صفات حقيقى براى ذات بارى تعالى به وجوه ديگر استدلال كنيم ] .
( دلائل بر عينيّت صفات كماليّهء بارى تعالى )
دليل اوّل : بر اين مطلب اين است كه اگر عين نباشد تكثّر در ذات لازم مىآيد ، زيرا كه كثرت صفات كماليّه بايد كه به اقتضاهاى متعدّده باشد و تعدّد اقتضا مستدعى تعدّد مقتضى خواهد بود ، چنان كه در مسألهء نفى صدور كثير از واجب تعالى مبيّن گرديده است ، و در واحد من جميع الوجوه جهات مقتضيهء كثيره نمىتواند بود . و امّا اينكه يكى از آن صفات حقيقيّه زايد بر ذات باشد و باقى عين ذات يا عين آن صفت زايده باشد - چنان كه در صفات اضافيّه مذكور خواهد شد - بسيار از عقل دور است . و به اين سبب كسى به آن قائل نشده است .
دليل دوم : اگر آن صفات زايد بر ذات باشد لازم مىآيد كه كمال واجب به امرى زايد بر ذات باشد و به حسب ذات بذاته ناقص و به غير كامل گردد . تعالى عن ذلك علوّا كبيرا .
دليل سوم : آنكه اگر آن صفات زايد باشد فيضان آنها از ذات بر ذات استدعاى جهتى اشرف از اينكه واجب الوجود است خواهد كرد . پس ذاتش اشرف از ذاتش خواهد بود ، و اين بالبديهه محال است . و ايضا موجب تكثّر در ذات خواهد بود ، زيرا كه حيثيّت نقص غير حيثيّت كمال است . و اگر فيضان آن صفات بر او از غير باشد لازم مىآيد كه آن غير كه معلول