تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
آن چيز محلّ امكان وجود او مىتواند بود و نه محلّ امكان فساد او ، و معنى آنكه جسم محلّ امكان سواد است آن است كه مهيّاى وجود سواد است در او . به اين معنى كه سواد در حال وجود مقترن به او مىباشد ، و همچنين در امكان فساد . و از اين جهت است كه شىء محلّ امكان فساد ذات خود نمىتواند بود . پس بدن محلّ امكان حدوث نفس از آن حيثيّت كه مباين نفس است نمىتواند بود . و محلّ امكان فساد آن نيز نمىتواند بود . بلكه به هيأت مخصوصهء مأخوذه پيش از حدوث نفس محلّ امكان و تهيّؤ حدوث صورت انسانيّه است كه مقارن آن باشد و آن را نوع محصّل گرداند . و وجود چنان صورتى ممكن نيست مگر با چيزى كه مبدأ قريب آن صورت باشد ، يعنى نفس . پس به حسب استعداد و تهيّؤ آن مبدأ صورتى كه مقارن و مقوّم آن باشد حادث مىگردد بر وجهى كه آن مبدأ مرتبط به آن باشد ، به آن نوع ارتباطى كه مذكور شد و به آن حدوث آن ارتباط و تهيّؤ از بدن زايل مىشود . زيرا كه زايل شده است از بدن آن چيزى كه بدن با آن محلّ امكان حدوث نفس بود ، يعنى آن هيأت مخصوصه ، پس همين باقى ماند كه بدن محلّ امكان فساد صورت مقارن به آن و زوال آن ارتباط از او باشد ، و ممتنع است كه محلّ فاسد آن مبدأ از آن حيثيّت كه ذاتى است مباين از او باشد . پس بدن با هيأت مخصوصه شرط است در حدوث نفس از آن حيثيّت كه صورت يا مبدأ صورت است ، نه از آن حيثيّت كه موجود مجرّد است . و بدن در وجودش شرط نيست . و چيزى كه حادث شد به فساد آنچه شرط است در حدوث آن فاسد نمىگردد . چنان كه بيت بعد از فوت بنّا كه در حدوث آن شرط است فاسد نمىشود . و اگر كسى گويد : كه سبب چيست كه حدوث صورت موجب حدوث مبدأ مىشود و فساد آن موجب [ 478 ] فساد مبدأ نمىشود ، و فرق ميان اين دو امر چيست ؟ مىگوييم : كه آنچه اقتضاى وجود معلول مىكند اقتضاى وجود جميع علل آن مىنمايد با جميع شرايط . و آنچه اقتضاى فساد آن مىكند اقتضاى فساد جميع علل نمىكند ، بلكه فساد يك شرط كافى است هر چند آن شرط عدمى باشد » . « 1 » اين است آنچه محقّق طوسى در شرح اشارات فرموده است .
هامش
( 1 ) - نصير الدين طوسى ، شرح الإشارات ، ج 3 ، صص 291 - 292 .