شد بشهرى رسيد كه هركس بتسخير آن مىپرداخت بيمار ميشد سلطان از آن حالت انديشه تاك شد و باحضار دانايان فرمانداد و استفسار حال نمود هريك در آنباب سخنى گفتند يكى از آنها مذكور ساخت كه آن مردم بهمت و عزم كار مينمايند سلطان بفرمود تا بيكبار نقارهخانه بيك طرف از آن قلعه فرو كوفتند مردم قلعه به طرف نقاره رفتند و لشكر و امير از طرف ديگر رفته قلعه را تصرف نمودند .
در روضة الصفا مرويست
كه چون موسى عليه السّلام به جهت تسخير ديار شام لشكر بنى اسرائيل را برد و نزديك آنمقام رسيد دوازده نفر از آدمان جگردار قشون خود را بطريق جاسوسى پيش فرستاد در راه عوج بن عنق به آنها برخورده همه را بدامان انداخته نزد پادشاه بتحفگى برد و مذكور ساخت كه اينها با قامت كوچك از مصر لشكر كشيده آمدهاند با ما محاربه نمايند گويند طول قامت عوج چهل ذرع و عرض بيست ذرع بود و هريك از مردم آنجا پنج شش ذرع قامت داشتند .
در روضة الطاهرين آمده است
چون ضحاك بعد از شكست بهوراى حاكم قنوج وارد سرانديب شد روزى هواى تماشاى كوه دهلو كه بغايت رفيعست نموده در دامنهء آنكوه گلهاى غير مكرر بسيار بنظرش درآمد پر ميوه و چاهى ژرف در آنكوه بود كه هرچه در آن اندازند از سنگ و چوب و خشت و خاشاك تمام را بالا اندازد و معدن ياقوت و جواهر بسيار ملاحظه نمود و قدم مبارك حضرت آدم عليه السّلام را زيارت نمود و در آنجا جزاير بسيار است از