صبر بر شدايد هفتم شكر بر عوايد و فوايد كه صفات طبيعت جمله بر خلاف اينها باشد و سعى در تبديل اينها لازم .
و چون به ظاهر با جمع حاجيان به عرفات حاضر شده باشد در باطن بمقام عرفان در زمرهء كر و بيان منخرط گردد ، و چون به ظاهر بمزدلفه وقوف كند به باطن در مقام زلفت و الفت واقف شود ، و سنگ هفتاد گانه كه از مزدلفه بردارد بهر يكى حجابي از حجب هفتاد گانه كه چهل و نه از آن حجب نورانيد و بيست و يك ظلمانى حرق و كشف كند .
و چون بقربان ظاهر قيام نمايد به باطن نفس اماره را ذبح كند ، و چون به ظاهر موى سر بسترد در باطن اگر سر موى از حب جاه عند الخلق باشد نه جاه عند اللّه كه تشوقست بحصول مقام شفاعت و مراد از آنچه گفتهاند : آخر ما يخرج من صدور الصديقين حب الجاه ، اين جاه مذكور است نه حب الجاه عند اللّه كه وصول به اول مقام صديقيت است بر ترك جاه عند الخلق موقوفست اگر در سر مانده باشد آن را از سر خود بيرون كند ايزد تعالى عبادتى چنين همگنان را روزى كناد بمنه و كرمه ، و اللّه اعلم .
فن چهارم از علوم تصوف علم حروف كه آن عبارتست از معرفت احوال حروف
و تكسيرات و دلالات آن :
بدانكه غرض از شرح حروف و مطلوب از كشف اسرار او آنست كه شرف كتاب خدا و آنچه درو مودع است از دقايق حكميات و لطايف الهاميات معلوم كنند قال النبى صلّى اللّه عليه و إله ان للقرآن ظهرا و بطنا و لكل حرف حدا و مطلعا نقلست كه