و برقم وجود موسوم و مرقوم گشته پرتوى از انوار جمال حق بديشان رسيده در بحر ضلال افضال و بيداء عظمت و كمال او مستغرق گشته حيران و واله
« يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ »
شدهاند .
او نيز به تشبه آنها از علايق تجرد نموده و از عوايق انقطاع و تفرد گزيده و از خود و اشغال خود اعراض كرده حيران و بى خبر و بهر سو دوان و جهة ابتغاء رضاى حضرت كبريا ويان گردد تا مگر بعضى از حجبات و انوار هفتاد گانه در اوقات هفتاد شبانه روز اشهر حج بزاد تقوى و رفيق صدق و تحقيق عزم صحيح شاهراه شريعت باديه مجاهده و عقبات مخالفات نفس را قطع كند ، و در جواب بمنادى نداى
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ »
لبيك گويان .
از مواقيت معينه يواقيت تشريفاترا معاينه ديده إحرام حريم بارگاه جبروت و حرم تقدس مالك ملك و ملكوت گرفته و از سر تعلقات مالى و جانى و تكلفات رعونت و پادشاهى برخاسته ، و نفايس دنيا را بملابس عقبى مبدل كرده ، و از حدث حدثان و خبث عصيان ، غسل برآورده كفن بر دوش و از فرط محبت در جوش ، تا بجمال كعبه مشرف گردد .
و چنان كه به ظاهر گرداركان و توابع كعبه هفت بار طواف كند به باطن نيز جهة تحقيق حياتى كه مرگ پيرامون آن نگردد ، و علمى كه جهل از آن بگريزد ، و ارادتى كه نامرادى بدان نرسد ، و قدرتى كه عجز را با آن كار نباشد ، و امرى كه رد خلاف از آن دور باشد ، و جودى كه ببخل مختل نشود ، و عدلى كه ظلم به دو راه نيابد طواف نمايد ، و بسعى صفات تن را همرنگ صفات جان گرداند .
و آنصفات هفتند :
اول طهارت از انجاس طبيعت و ارجاس بشريت دوم عفت از شهوات الا بموجب حكم شريعت سوم شجاعت بر اقدام بمحاربت نفس و شيطان چهارم سخاوت به هر چه ميسر شود از اندك و بسيار پنجم حلم از جهل هر دانا و نادان ششم