عَلَّامُ الْغُيُوبِ »
و آن را خاطر حقاني خوانند چنان كه ياد كرده شد ، و اينحالت هم در خواب و هم در بيدارى صورت بندد ، و رؤياى صادقه عبارت از آنست
چهارم فراست ، و آن علمى بود كه از قرائن احوال ظاهر احوال باطن مكشوف گردد و تحقيق آن در علم فراست ياد كرده شود إنشاء اللّه تعالى و فرق ميان فراست و الهام آنست كه در فراست كشف امور غيبى بواسطهء تفرس آثار بود ، و در الهام بيواسطهء آن
پنجم جذب ، بنابر آنكه چون عنايت ازلي بتفرد و جذبات بنده را از خودبينى و الهام و خودپرستى باز دارد ، و عموم تعلقات و جميع تكلفات از ساحت دل او بيرون برد ، و حواس ظاهر و باطن او را مستغرق مشاهده جمال و ملاحظه جلال لايزالى گرداند ، زبان او عنوان نامه قضا و قدر و ميزان نقد خير و شر گردد ، پس هر خبرى كه دهد چنان واقع شود
ششم رياضت ، بواسطه آنكه بنده چون بتصفيه ظاهر و باطن و تقليل مطاعم و مشارب و ترك لذات و نفى ارادت و تسخير قوى و مخالفت هوى خود را از كدورت بشريت و طينت طبيعت باز رهاند ، و بمداومت رياضت و مبالغه در مجاهدت از ظاهر بخفى و از خفى بأخفى كه بحقيقت اظهر و اجلى است ترقى كند ، و در سلك مجردات منخرط گردد ، و اخبار و اسرار جهان برو عيان شود ، و ظن و حسبان به ايقان مبدل گردد .
و قومي از ارباب نظر گويند نفس چون محيط كمالات شود و در عموم اوقات اقتدا به عقل و حكمت و تاسى برأى و رويت كند ، از رأى صايب و فكر ثاقب بحسب تجربه و اخبار وقايع روزگار و استقراء و اعتبار حوادث ليل و نهار از مكنونات اسرار و مخزونات آثار ادوار اخبار تواند كرد چنان كه اكثر آن مطابق و موافق افتد ، و از دلايل نجوم و احكام رمل همين معنى صورت بندد چنان كه بهر يكى از آن در موضع خود اشاره كرده شود إنشاء اللّه تعالى .
و آنچه گويند بر علم غيب كس را غير حق تعالى اطلاع ممكن نيست و آن