تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
موضع آخر :
« وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ »
و حصول بعضى از آن مر انسانرا اگر بتعليم الهى بود آن را علم لدنى خوانند قال اللّه تعالى :
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
و آن به چند وجه تواند بود : اول بوحي و آن خاصه انبيا است بواسطه ، چنان كه حق تعالى فرمود :
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ »
و كلام الهى همه ازين قبيل است كه جبرئيل واسطهء آن آمد بنا بر آنكه الهيت را با بشريت هيچ نسبت نيست و بيمجانست مكالمت صورت نبندد ، پس بحكمت رباني جبرئيل عليه السّلام را كه روئى در عالم قدرت داد و روئى در عالم حكمت واسطه ساخت كه مجانست با ديد آيد و مكالمت صورت ببندد و ازين سبب جبرئيل هرگاه كه آمدى به صورت بشريت تمثل كردى و مثال اين در عالم صورت چنانستكه كسى خواهد تا طوطى را تعليم كلام كند آينه را در برابر طوطى نصب كند ، و از پس آن پنهان با طوطى سخن گويد و طوطي چون مثل خود در آينه مصور بيند و آوازى شنود پندارد كه از صورت طوطى ميشنود ، بدانواسطه تعلم كلام كند دوم مناجات ، كه آنوحى بيواسطه است قال اللّه تعالى :
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
و اينمقام با آنكه بالاتر از مقام اول است مر اوليا را نيز تواند بود ، و سبب آنست كه انبياء را بواسطهء التفات به ارشاد نفوس و انتظام امور ايشان توجه تام به حضرت رب الارباب و قطع كلي از اشتغال و اسباب صورت نبندد گاهگاه از مناجات و حضور باز مانند ، و در تدبير امور بوسايل و وسايط محتاج شوند ، و از اينجا لازم نيايد كه مقام ولايت بالاتر از مقام نبوت بود ، چه مناجات مر اوليا را بواسطه متابعت انبيا حاصل شود ، و انبيا را وحى و مناجات بيمتابعت ديگرى ، و نيز هر نبي ولي بود أما هر ولي نبي نتواند بود سيم الهام ؛ و آن علمى است درست و ثابت كه حق عز و علا آن را از عالم غيب در دلهاى انبيا و اوليا قذف كند كما قال عز سبحانه :
« قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 85 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي