تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
پس در علم اليقين معلوم و محقق و مبين شود و در عين اليقين مشاهد و معاين و در حق اليقين رسم دوئى از مشاهده و مشاهد و معاين و معاين برخيزد و بيننده ديده شود و ديده بيننده شود . و اينمعنى در حال بقاى تركيب كاملانست ، و واصلان را جز سبيل ندرت اتفاق نيفتد مانند برقى كه ناگاه در لمعان آيد و در حال منطقى گردد ، چه اگر ساعتى باقى بود سلك و ترتيب انحلال پذيرد ، و رسم وجود برخيزد . ولى مع اللّه وقت ، عبارت از آنست كه ايمان اصل يقين بود و علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين فروع او ، و بعضى از بعضى غالب‌تر و آنچه در حديث آمده كه : الايمان يقين كله اشارتست بدينمعنى . پس آنچه بطريق استدلال عقلى معلوم مىشود از اين علم اليقين دور بود ، چه ظلمت شك بچراغ يكباره مرتفع نشود مگر بطلوع آفتاب حقيقت ، إذا طلع الصباح استغنى عن المصباح ، و اللّه الموفق للصواب .

فصل نهم [ در علم غيب و لدنى ]

در علم غيب و لدنى ، هر علمى كه معلوم او عند العالم كاين و حاضر باشد آن را علم شهادت خوانند ، و هر آنچه معلوم او عنده كاين و حاضر نباشد بلكه بيشتر بوده باشد يا من بعد كاين باشد يا خود كاين باشد و ازو غايب آن را غيب خوانند ؛ و اين معلوم در هر يكى يا خفى باشد يا جلي ، جلي از شاهداتست كه ادراك او به آساني در وهله اولى حاصل شود همچو حرارت و برودت و غير آن ، و از غايب آنكه اسباب او ظاهر بود ، همچو علم به أنوار و اختلاف اوقات در فصول و امثال آن ، و خفي از شاهداتست كه ادراك او موقوف بود بوسطي همچو معرفت حقايق اعيان موجودات ، و تحقيق احوال و احكام آن ، و از غايب آنكه اسباب او ظاهر نباشد ، همچو انقلاب دول و مدت اعمار و يقين آجال و غير آن و عالم بجميع اقسام بتحقيق ذات حق است تعالى و تقدس كما وصف به ذاته في محكم خطابه حيث قال :
« عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »
و قال في