تواضع ، و خفت بعزت ، و امساك به صرف ، و نسيان بحفظ ، و اسراف بايثار ، و نخوت به همت ، و على هذا در جمله اوصاف او تبديل بديد آيد ، و در زمرهء ابدال داخل شود .
فصل هفتم [ در علم سعت ]
در علم سعت ، هرگاه كه اخلاق نفس مبدل شود و ديو طبيعت مسلمان گردد و بجاى متابعت هوا مطاوعت خدا در او با ديد آيد ، بعضى از حظوظ او حقوق گردد پس آنگاه او را از مضيق ضرورت به فضاى سعت راه دهند ، و متصوفه اينمرتبه را مقام سعت خوانند .
و جنيد ( ره ) در اينمقام بود كه گفت : أنا الان محتاج الى النكاح كما أنا محتاج إلى الطعام ، يعنى آنچه در بدايت حظ نفس بود اكنون حق او گشت ، و اتساعى و تبسطى كه مشايخ را در نهايات بوده است اشاره بوصول اينمقام است ، و علم سعت علمى غامض است و مقام او مقام عزيز
نه هر كس را در اينمقام گامى تواند بود چندين هزار رونده را بتصور اين مقام پيش از وصول قدم بلغزيده است و بأذيال بقاياى دواعى طبيعت متغير شده و صورت اين التباس بر ايشان پوشيده ، و طريق ارادت و اجتهاد از ايشان منقطع شده ، و بسبيل قهقرى ردا على الحافرة بقدم اول باز آمده نعوذ باللّه من الحور بعد الكور .
و صحت اينحال يا در بدايت مقام فناى ارادت و ترك اختيار بود ، يا در مقام بقاء به حق بعد از فناء وجود خود ، أما در مقام فناء ارادت از براى آنكه وقوف بر حد ضرورت نباشد إلا بوجود ارادت و اختيار آن در مقام فناء ارادت كه سالك از حول و قوت خود منخلع شود و از اختيار خود منسلخ گردد و محكوم وقت باشد .
و اما در مقام بقا به حق از بهر آنكه نواصى أحوال در تصرف او بود ، و او از تحت تصرف احوال بيرون رفته نه مقيد اخذ بود و نه مقيد ترك .