تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
و اينقدر ضرورت لابد است و منع آن سبب خلل مزاج و نقصان عبادات و هر چه از اين حد بگذرد جمله حظ نفس است . و وقوف بر حد ضرورت عزيمه اوست و تجاوز از آن به شرط علم رخصت و ارباب عزايم خواص مؤمنانند ، و أرباب رخص عوام ايشان . و استقامت نفس از اعوجاج طبيعت صورت نبندد الا بوقوف بر حد ضرورت ، و دانستن حد ضرورت در همه چيزها علمى غامض است و نفس را بر آنحد داشتن عملى مشكل و هر كه نفس را در يكچيز بر حد ضرورت بدارد اثر آن در ديگر چيزها سرايت كند خصوصا در طعام چه بيخ همه شهوتها شهوت طعام است هرگاه كه نفس در آن بر حد ضرورت اقتصار فرمايد وقوف او در ديگر چيزها بر حد ضرورت آسان بود . و نفس بر مثال درختيست سبز ازو فروع شهوات بسيار منشعب شده ، و بيخ همه شهوت طعام ، و مدد تازگى و نماى اين شجره و فروع از طعام است ، و اثر أحوال طعام أز حل و حرمت و كراهت و ضرورت و زيادت در جميع أقوال و افعال بنده ظاهر شود مثلا اگر لقمه زياده خورد سخن زياده و حركت زياده صادر شود ، و اگر لقمه مكروه يا حرام بود اثر آن كراهت و حرمت در اقوال و افعال آن پديد آيد و اگر لقمه حلال طيب تناول كند و ازو حركات و كلمات طيبه ضروريه صادر شود . و اين قاعده‌ايست كلي و مطرد ، و مخالفت آن در تزكيه نفس اصلى و معتبر و اهمال آن مايهء خذلان و خسران نفس تا مدتها بر حد ضرورت وقوف ننمايد تبديل اخلاق ذميمه بأخلاق حسنه ميسر نشود . چه هرگاه كه مدتى بر حد ضرورت باشد و بر آن ثبات و مصابرت نمايد از حرارت آتش نامرادى اخلاط اخلاق رديه او در ذوبان آيند ، و از آلايش طبيعت مزكى و مصفى شود ، و سيآت او بحسنات مبدل گردد ، و كدورتش بصفا ، و كثافت به لطافت و عادت به عبادت ، و شهوت بمحبت و غضب بغيرت و جفا بوفا و تكبر به
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 81 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي