تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
بر آن بگذرد مگر توفيق الهى رفيق گردد ، و بيخ آن مطالب از نفس بر كند و خواطر شيطانى بنور ذكر منقطع شود . و هيچيك از خواطر حقاني و ملكى و نفساني منقطع نشود الا در حال فنا و اينمعنى بيش از لمحه دست ندهد ، و دگر باره چون از سر حد فنا در عين شهود با رسم وجود رجوع افتد هر سه معاودت كنند . و شيخ مجد الدين بغدادي خواطر روح و خواطر قلب و خواطر شيخ هم اثبات كرده است ، و بعضى ديگر خاطر عقل و بعضى خواطر يقين . و بحقيقت اينخواطر پنج گانه در تحت خواطر مذكور مندرجند ، چو خواطر روح و قلب در تحت خاطر ملكند ، و خاطر عقل اگر بمدد روح و قلب بود از قبيل خاطر ملك باشد و اگر بمدد نفس و شيطان بود از قبيل خواطر شيطان و أما خواطر شيخ و مراد از آنمعني بود كه از مدد همت شيخ بدل مريد طالب پيوندد و مشتمل بر كشف مفصلي و حل مشكلى كه مريد در استكشاف آن از ضمير شيخ استمداد كند و في الحال مكشوف و مبين گردد و در تحت خواطر حقانى داخل شود ، چه وجود شيخ بمثابه دريست گشوده بر عالم غيب كه ازو هر لحظه امداد فيض حق بدل مريد رسد . و خواطر يقين كه آن وارديست از معارضات شكوك مجرد هم در تحت خاطر حقانى داخل است ، و تميز خاطر چنان كه بايد دست ندهد إلا كسى را كه نخست آينه دل را از زنگ هواى طبع بمصقلهء زهد و تقوى جلا دهد ، تا صور حقايق خواطر كما هى در آن مكشوف گردد . و هر كه در زهد و تقوى بدين درجه برسد و بخواهد كه ميان خاطر تميز كند طريقش آن استكه أول خاطر را به ميزان شرع بسنجد ، اگر از قبيل فرايض يا فضايل بود آن را امضا كند ، و اگر مكروه يا محرم بود نفى كند ، و اگر از جمله مباهات بود هر طرف كه بمخالفت نفس نزديك‌تر باشد امضا نمايد ، چو غالب آنست كه