تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
و هم سخن اوستكه : دى مرده است ، و فردا نزاده ، و امروز در نزع ، و هر كه بذكر ماضى و مستقبل مشغولست در معرض هلاكتست ، و نجات و سلامت در اشتغال بفريضهء وقتست كه آن علم قيام است .

فصل چهارم [ در علم حال ]

در علم حال از جمله علوم خاصه متصوفه يكى علم حال است يعنى دوام ملاحظه دل و مطالعه سر مر صورت آن حال را كه ميان بنده و خداوند است و وقوف بر كميت و كيفيت آن بر جميع اوقات بموازنه زياده و نقصان و مساوات و قوت و ضعف آن بمعيار صدق تا بحسب هر وقت بمراعات حقوق و محافظت آداب آن قيام مىنمايد ، زيرا كه هر حالى را در نفس خود أدبى است و بحسب هر وقت أدبى و باعتبار هر مقامى أدبى . مثلا حال رضا را در نفس خود أدبيست و آن طمأنينهء نفس است در بحث مصادقات احكام الهى و بحسب وقتى كه زياده گردد أدبى و آن أداى شكر است تا طريق مزيد حال رضامند مفسد نگردد و طى نفس در مطاوى انكسار و افتقار تا به صفت استغنا و طغيان و كبر و عجب ظاهر نشود و بحسب وقتى كه نقصان پذيرد يا موقوف گردد ادبى ديگر و آن استعانت و استغاثتست به حضرت فتاح تا در ترقى و مزيد بگشايد و نفس را از حركت نگاهدارد و در باطن بنده از جهة طلب مزيد عزمي شوق انگيزد ، و شوقى حزن‌آميز بديد آرد . و همچنين زيادت حال رضا را در مقام موافقت احكام الهى حكمي و ادبي ديگر است و آن رضا و سرور برضا است و در مقام مخالفت حكمى و ادبى ديگر است و آن انكار و حزن بر وجود رضا است و نقصان آن را در هر يك از ايندو مقام بر عكس ادب زياده ادبيست . پس هر يك پيوسته ملاحظه صورت حال خود بود ميان او و خداوند و بر آداب آن بحسب هر وقتي و مقامي محافظت نمايد بمنبع كمال و مقام حال رسد و هر كه از آن غافل بود از انقطاع طريق مامون نباشد و اينشغلى شاغل است كه اگر اوقات