مسلم و مسلمة ، علمى كه طلب آن بر كافه مكلفان فريضه است علم مباني اسلام است يعنى اركان خمسه كلمهء شهادتين و صلاة و زكات و صوم و حج ، و اينقول شيخ ابو طالب مكي و اكثر قدماى متصوفه است .
و بعضى گفتند آن علم اخلاص است همچنانكه عبادت حق تعالى فرض است اخلاص در آن هم فرض است و اخلاص در آن بي علم صورت نبندد .
و بعضي ديگر گفتند علم آفات اخلاص است يعنى صفات نفوس كه ظهور آن مخرب قاعده اخلاص است ، يعنى پس علم اخلاص موقوف بود بر علم صفات نفوس و هر چه واجبى موقوف بود بر او آن نيز هم واجب بود .
و بعضى ديگر گفتند علم وقتست يعنى دانستن آنكه در هر وقت اشتغال بچه چيز اهم و اوليست أز أقوال و افعال .
و گروهى ديگر گفتند علم دانستن آنكه در حال است يعنى دانستن حالى كه ميان بنده و حق بود و ادبي كه بد آن مخصوص باشد واقف شدن بر زيادت و نقصان آن در هر وقت .
و جمعي ديگر گفتند علم خواطر است و تميز ميان آنچه منشأ احوال و اعمال خواطرند و صلاح و فساد أعمال متعلق بدانست .
و هيچيك از اين اقوال غير آنچه اول ياد كرده شد پسنديده نيست ، چون علم اخلاص و آفات اخلاص و علم وقت و حال و خواطر مجموع از فضيلتند نه فريضت ، چه اگر فريضه بودندى ترك آن هيچ مسلمان را جايز نبودى .
و معلوم و محقق است كه دانستن آن كافه مسلمانان را امرى محال است ؛ از براى آنكه هر فطرتي مستعد اين علوم نتواند بود و تكليف ما لا يطاق محال است .
و صاحب عوارف گفت علم مفترض علم ماموراتست و منهيات ، چه هر بنده بفعل آن مامور بود يا به ترك آن منهى علم آن برو واجب تا عمل برو مرتب گردد ، و احكام شرعي از مأمورات و منهيات دو قسمند : قسمي آنكه عموم مكلفان را شامل است
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٧٣