و اينرا ولادت ثانيه خوانند .
و چنان كه وجود فرزند بىپدر در قدرت الهى ممكنست بل واقع همچو وجود عيسى عليه السّلام و در حكمت مستبعد همچنين وجود مولود معنوى بىازدواج مريد و مراد در قدرت ممكن است همچو وجود بعضى از مجذوبان و در حكمت متعذر .
و أما مريد بمعنى محب سالك مجذوبست و مراد بمعني محبوب مجذوب سالك چه محب آنست كه مكايده و مجاهدتش بر مكاشفت و مشاهدت سابق بود و محبوب آنكه حقيقت كشف او بر صورت اجتهاد سابق بود پس معنى مريد بر اينوجه عين معنى مراد بود بوجه اول و سير محبان در اطوار بايد كه طريق ترتيب و تدريج بود تا داد مقام أدنى داده بمقام اعلى رسند و از مرتبه اولى بثانيه و از ثانيه بثالثه و على هذا بتدريج و ولا ترقي كنند تا جمله مقامات را على الترتيب بقدم سير و سلوك پيمايند و آنگاه سلوك ايشان بجذبه مبدل گردد ، و سير بطير انجامد ، و مجاهده بمشاهده پيوندد ، و مغايبه بمعاينه رسد .
و در اينمقام محبان را منشور خلافت نويسند ، و خلعت شيخوخيت بخشند ، و در تصرف ماذون گردانند ، چه اينمرتبه مقام توسط است ميان غيب و شهادت و وجود بنده در اينمقام بمثابت عرش رحمان بود كه روئي در عالم غيب دارد و روئى در عالم شهادت تا بوجه اول از عالم غيب فيض رحمت ميستاند و بوجه دوم بعالم شهادت مىرساند .
و اما محبوبان چون در بدايت حال بمدد جذبه راه برند بيك جذبه بساط اطوار مقامات طي كنند و حاصل اعمال جميع محبان در آن يكجذبه درج گردد و فرمود : جذبة من جذبات الحق توازي عمل الثقلين اشارتست بدينمعنى .
و تقيد بمقامات عوام محبان را بود كه هنوز بعالم كشف نرسيده باشند و سير ايشان در ازالت ظلمات صفات نفوس بود و در هر مقامى هست صفتي معين از ايشان زايل شود تا آنگاه كه زمين نفوس ايشان بنور ربوبيت بكلي اشراق يابد ، و اشرقت الأرض بنور ربها ، و جمال چهرهء يقين از حجب ظلماني مكشوف شود .
و اما محبوبان را بسبب تقوم كشف بر سلوك چون بجملگي اقطار وجود
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٧١