بيعلت و تصرف جذبات الوهيت تواند بود ، نه بينى كه چون موسى در تكاپوى رؤيت گفت :
« رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
فرمود :
« لَنْ تَرانِي »
أما حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم چون به حكم :
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا »
به خود بر براق عروج سوار گردانيد ، و از قاب قوسين گذرانيد ، و بمقام أو ادنى رسانيد ، و هر چه لباس محمّدى صلّى اللّه عليه و إله بود به حكم :
« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ »
از سر وجود بر كشيد و به صورت رحمت باز پس فرستاد ، و بتشريف خطاب :
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
مشرف گردانيد .
هر كس كه براق قدرت از آشيانه بشريت بسدرة المنتهى روحانيت نتواند دوانيد ، سر بر عتبه حضرت او نهد ، و كمر مطاوعت او بر ميان بندد ، چه هر كه او را دريافت ما را يافت
« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »
.
پس هر صاحب سعادت را كه در نهايت كار مرجع و منتهى حضرت او خواهد بود ، و در مبدء فطرت و عهد الست در طينت روحانيت او نور حضرت ربوبيت تعبيه رفته است و در تجرع جام ألست ذوقى بكام جان او رسانيدهاند كه مستى آن هرگز از سر او بيرون نرود ، و زندگى او بدان ذوق بود ، و آن نور پيوسته قصد مركز خود كند ، و با اينظلمت آباد عالم فساد هيچ الف و انس نگيرد ، و يكدم به ترك آن شراب و مشرب نگرايد .
چنان كه هر يك قطره روغن در زير آب دريا در ميان گل تعبيه كنند بتدريج از آن گل جدائى جويد ، با آنهمه آب دريا الفت نگيرد و با او نياميزد ، بلكه بر سر دريا آيد و دريا را با هر چه دروست در زير آب دريا قدم خود آرد .
و اگر قطرهء ديگر از روغن يابد روى از همه برتابد و دست موافقت در گردن او كند ، و اگر در دولت وصال آتش دريابد بىتوقف هستى خود بذل وجود او كند .
و نفس انسانى اگر چه با درياى دنيا دون بياميزد و بهزار جان به دو درآويزد أما روح حضرتى كه روغن صفتست پاى بر آب شهوات دنيا نهد و اگر دولت شرر