تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
صورت خورشيد مشاهد شد
« فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ »
و بحقيقت آنچه دمبدم مشاهد ميشد عكس پرتو انوار صفات ربوبيت بود كه در آينه دل مشاهد ميافتاد و ليكن چون از پس حجاب روحاني و قلبى در مقام تلوين بود لاجرم افول مىپذيرفت و او ميگفت :
« لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ »
. اگر گويند : كه مشاهدهء ابراهيم عليه السّلام مر كوكب و ماه و آفتاب را در عالم باطن بود يا در عالم ظاهر ؟ گوئيم چون آينهء دل صافي شود شايد كه اينمشاهدات در غيب بيند از عالم دل بواسطه خيال ، و شايد كه در شهادة بيند أز عالم ظاهر بواسطه حس در چيزى كه مناسبتى داشته باشد و محل ظهور انوار حق تواند شد ، چون خورشيد و ماه و ستاره كه پذيراى عكس پرتو انوار حقند چنان كه فرمود :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. و بحقيقت بيننده آندل است و نماينده حضرت عزت چون معرفت
« هذا رَبِّي »
حق باشد و دل قائل ذوق بود غيب و شهادت و ظاهر و باطن يكسان شود ، و گاه بود كه دل بكمال رسد و حجب شفاف گردد و به حكم ارائت
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ »
چون در خود نگرد همه حق بيند بدعوى انا الحق گرايد ، و اگر حجب بكلي برخيزد و مقام شهود بيواسطه ميسر شود ذرات موجودات همه او نمايد لاجرم زبان بما في الوجود سوى اللّه بگشايد . و نور را در هر مقام كه مشاهد افتد رنگى ديگر بود ، زيرا كه اگر از امتزاج نور روح بود با ظلمت نفس نور أزرق مشاهده افتد ، و جامهء ازرق كه مبتديان متصوفه پوشند نشان اينمقام است ، و پيش از اينطايفه لباس برنگ و صفة اينمقام پوشيدندى . و اگر ظلمت نفس كمتر بود نور روح زيادت ، نور سرخ مشاهده افتد ، چون نور روح غلبه كند بر ظلمت ، نور زرد بديد آيد ، و چون ظلمت نفس نماند ، نور سفيد ظاهر شود ، و چون نور روح با صفاء دل امتزاج پذيرد ، نور سبز بديد آيد ،