تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
هوا اجزاى رطبه رشيه مصيقله محيطه بغيمى رقيق لطيف كه از رقت ماوراى خود ساتر نشود با ديد آيد به شكل دايره . وضوء بصر ازو بقمر منعكس شود چه بتجربه معلوم شد كه ضوء چون بر چيزى صيقلى افتد و منعكس شود ازو با جسمى كه وضع او با صيقل همچو وضع مضىء باشد با آن صيقل پس قمر را ببينند بدون شكل او چه آينه چون صغيره باشد مؤدى ضوء شود بدون شكل چنان كه در علم مناظره ياد كرده شود انشاء اللّه تعالى پس هر يكى از آن اجزاء صيقليه ضوء را ادا كند بدون شكل و در هر يكى از آن ضوء ظاهر شود چنان كه دايره مستديره مشاهده گردد و آن را هاله خوانند . و چون آفتاب نزديك بافق باشد بجانب مغرب يا مشرق و در خلاف جهت او اجزاى شفافه صافيه رشيه كه وضع آن بر استداره باشد ضوء بر ايشان افتد و ايشان بنابر شفافيت حجب ابصار از مشاهده ماوراى خود نكنند و وراى ايشان جسم كثيف همچو كوهى يا سحابى عظيم باشد چون نظر ما بر آن افتد شعاع بصر ازو منعكس شود بآفتاب چه آنها در صقالت همچو آينه باشند و بنابر صغر ايشان ضوء مؤدى شود بدون شكل قوس و قزح مشاهده گردد . و اختلاف رؤيت آن بحسب تركيب لون ان اجزاء بود بالون سحاب و شيخ ابو على سينا در سبب حدوث آن متردد بود و گفت من بر حقيقت آنواقف نشدم . و ابخره كه در تحت الارض واقع شود بسيار باشد كه به آب منقلب شود و زمين را منشق گرداند اگر آن را مددى بود چشمهاى روان پديد آيد ، و اگر مددى نباشد چشمهاى ايستاده . و هرگاه كه حرارت قوى مصادف گلى لزج شود كه امتزاج در ميان رطب و يابس بواسطهء عمل حرارت مستحكم شده باشد سنگ متكون گردد ، و اگر آن گل بسيار باشد سنگى بزرگ مختلف الاجزاء در صلابت و رخاوت منعقد شود . و اگر آبهاى شديد الجرى يا بادهاى عظيم سخت به دو بگذرد اجزاى رخوه او منحفر گردد و اجزاى صلبه او باقى ماند و پيوسته بادها در آنجا حفر و كو زياده ميكنند تا اجزاى صلبه بغايت مرتفع گردد و جبال شاهقه پديد آيد .