تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
دلالت مىكند بر آنكه او گرم است بالطبع آنست كه اگر سرد بودى ثقيل و كثيف بودى چه برودت مقتضي اين هر دو است ، و اگر معتدل بودى در لطافت و كثافت متوسط بودى و مشاهده خلاف اينست . و آنچه دلالت مىكند بر آنكه تر است آنست كه قابل اشكال و ترك آنست به سهولت و مكان طبيعي او بالاى آبست و زير آتش بنابر آنكه الطف از آبست و اكثف از آتش ، و فايده او در مركبات احداث مسام و فرج است و ترقيق قوام و خفت و استقلال از خاك . و آب سرد و تر است به همان معنى كه در آتش ذكر رفت و آنچه دلالت مىكند بر آنكه سرد است آنست كه چون قاسر كه آن تسخين آتش است مثلا ازو ظاهر مىشود با سردى عود مىكند . و آنچه دلالت مىكند بر آنكه او تر است آنست كه اشكال را به سهولت قبول مىكند ، و مكان طبيعى او زير هواست و بالاى خاك ، و فايده او در مركبات تماسك أجزاست و انقياد آن مر انطباع را بهياتيكه مراد است از تشكيل و تخطيط و غير آن . و خاك سرد و خشكست به همان معنى كه ذكر رفت ، و آنچه دلالت مىكند بر آنكه او خشكست آنست كه اشكال غريبه را به آسانى قبول نميكند ، و مكان طبيعى او در وسط آب است بنابر آنكه از همه ثقيل‌تر است ، و تمكن او در وسط ثقل طبيعى اوست نه دفع فلك مر او را از جميع جوانب يا جذب او چنان كه مذهب قوميست و فايده او در مركبات استمساكست و ثبات و حفظ اشكال .

باب سيم [ در كون و فساد ]

در كون و فساد ، و آن عبارتست از معرفت تبدل صور بر ماده مشتركه . بدانكه اجسام اربعه كه آتش و باد و آب و خاك است باعتبار آنكه از تنضيد ايشان عالم كون و فساد حاصل شود اركان خوانند ، و باعتبار آنكه مركبات از ايشان مركب شوند اسطقسات گويند ، و باعتبار آنكه انحلال مركبات با ايشان بود عناصر
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 535 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي